بدون ترديد از سويي شناساندن حضرات معصومين علیهم السلام براي نسل نو بر مبلّغان و متوليان فرهنگ ديني امري شايسته و ضروري است، و از سويي ديگر نامها و القاب آن گراميان حكايت گر برخي از ويژگيهاي زيباي اخلاقي و اجتماعي آنان مي باشد...
و امّا علّت ناميده شدن امام دهم، علي بن محمد علیه السلام به نقي، برخي گفته اند: «حضرت ابا الحسن علي بن محمد علیه السلام به نقي نامگذاري شد، به خاطر نقاء و حسن باطنش.» (1)
امام علي النقي علیه السلام را «هادي» نيز مي گويند؛ زيرا كه آن گرامي در دوران امامت خود بهترين راهنماي مردم بود. در اينجا به يك مورد از روشهاي هدايتگرانه آن گرامي اشاره مي كنيم:
بهترين شيوه راهنمايي مردم
روزي «محمد بطحايي» - كه از خاندان ابو طالب؛ ولي از پيروان بني عباس بود – از حضرت هادي علیه السلام نزد متوكل بدگويي كرد و گفت: در خانه او اموال و سلاح است. متوكل به «سعيد حاجب» دستور داد كه شبانه به منزل آن حضرت هجوم برده و تمام اموال و سلاحهايي را كه در خانه او يافت مي شود، براي وي بياورد. «ابراهيم بن محمد» اين واقعه را از زبان سعيد حاجب چنين نقل مي كند:
شبانه به سراي امام هادي علیه السلام رفتم. نردباني همراه داشتم. به وسيله آن خود را به بالاي بام خانه رساندم و در تاريكي از پلكان فرود آمدم. نفهميدم چگونه به صحن خانه رسيدم كه ناگهان آن حضرت مرا از درون خانه صدا كرد و فرمود: «سعيد! همان جا بمان تا برايت شمع بياورند!» مدتي نگذشت كه برايم شمعي آوردند و من به صحن منزل رفتم. آن حضرت با كلاه و رداي پشمين بر تن روي سجاده اش كه بر حصيري پهن بود، رو به قبله نشسته بود. به من فرمود: «اين اتاقهاست، برو بگرد.» وارد اتاقها شدم و آنها را مورد بازرسيث قرار دادم و چيزي در آنها نيافتم. تنها كيسه زري ديدم كه به مُهر مادر متوكل ممهور بود، و كيسه هايي نيز يافتم كه از همان مهر داشتند. امام هادي علیه السلام فرمود: «اين سجاده!» سجاده را بالا زدم، شمشيري يافتم كه غلاف نداشت. من نيز كيسه ها و شمشير را برداشته، براي متوكل بردم.
چون متوكل به مهر مادرش بر روي كيسه نگريست، كسي را در پي او فرستاد، مادرش نزد او آمد. متوكل درباره آن كيسه ها پرسيد و مادرش پاسخ داد: من به هنگام بيماري تو نذر كردم كه اگر بهبودي يابي، ده هزار دينار براي حضرت هادي ببرم و اين دينارها همان است. چنان كه مي بيني امام حتي كيسه ها را باز هم نكرده است!!
متوكل كيسه آخر را گشود، در آن چهارصد دينار بود. آن گاه دستور داد كه كيسه ها را پيش كيسه هاي ديگر ببرند و با دينارهايي كه در آنها بود، به علاوه شمشير به امام هادي علیه السلام بازگردانند.
وي مي گويد: من كيسه ها را به همراه شمشير دوباره باز گرداندم. از امام خجالت مي كشيدم، از اين رو به حضرت عرض كردم: سرورم! بر من گران بود بدون اجازه شما وارد خانه شوم؛ اما چه كنم كه مأمور بودم. امام فرمود: «آنان كه ستم كردند به زودي خواهند دانست كه بازگشت شان به كجا خواهد بود.» (2)
پی نوشت :
1) اعلام الوري بأعلام الهدي، ص 355.
2) شعراء/ 227. بحار الانوار، ج 50، ص 199 و 200
امام رضا (ع) کامل ترین شما در ایمان خوش اخلاق ترین شماست .
امام رضا (ع) حقیقت ایمان انجام واجبات و دوری از محرمات است .
حضرت محمد (ص) هرکس با محبت آل محمد از دنیا برود شهید از دنیا رفته است.
امام صادق (ع) انسان ها چهار دسته اند :
1- انسانی که قرآن به او داده شده ولی ایمان ندارد.
2-انسانی که قرآن به او داده شده و ایمان دارد .
3 - انسانی که نه قرآن دارد نه ایمان
4- انسانی که ایمان دارد ولی قرآن به او داده نشده است .
امام باقر (ع) سه چیز است که هم ثواب اخروی دارد و هم ثواب دنیوی
1- انجام حج ، فقر را از بین می برد.
2 - صدقه دادن بلا را رفع می کند.
3 - احسان و نیکی به مردم موجب افزایش عمر می گردد.
امام على عليه السلام :به عبد صالح ، يعنى لقمان ، گفته شد: كدام يك از مردمان ، با فضيلتترند؟
گفت: «مؤمنِ برخوردار» .
گفته شد: از مال؟
گفت: «نه ؛ ليكن برخوردار از دانشى كه اگر به او محتاج شدند ، از دانشش سود برند و اگر از او بىنياز شدند، خودش به آن اكتفا كند» .
امام على عليهالسلام :وقتى براى گفتار ، زمان مناسبى نمىبينى سخن مگو .
امام على عليهالسلام :بهترين گفتار آن است كه ترتيب نيك ، بدان آراستگى ببخشد و خاص و عام آن را بفهمند .
امام على عليهالسلام :نيكويى گفتار در كوتاه بودن آن است .
امام على عليهالسلام :آفت سخن ، طولانى كردن آن است .
امام على عليهالسلام :پيامبر خدا از به كار گرفتن كارگر ، پيش از تعيين مزدش نهى فرمود .
امام على عليهالسلام :با فرودست خود مهربان باش تا فرادستت با تو مهربان باشد .
امام على عليهالسلام :به احترام پدر و معلّمت از جاى برخيز ، گرچه فرمانروا باشى .
امام على عليهالسلام :عادلترين مردم كسى است كه بيش از همه به حق داورى كند .
امام على عليهالسلام : بدترين شهرها ، شهرى است كه در آن ايمنى نباشد .
امام على عليهالسلام :رسول خدا صلىاللهعليهوآله به ما فرمان داد كه با اهل گناه با چهرهاى درهم كشيده روبه رو شويم .
۱. انسان, تغيير پذير است
انسان با بيشترين استعداد به معناى فلسفى آن و كمترين فعليّت, به دنياى مادّى پاى مى گذارد و در آغاز تولّد, چه بسا كه از بسيارى حيوانات ديگر, ناتوان تر باشد; ليكن در طول زندگى كوتاه يا دراز خود, همواره خود را محك مى زند و قابليت هاى خود را در عرصه خير يا شر, ارائه مى كند و خود را مى سازد و شكل مى دهد. باز شكل پيشين خود را رها مى كند و خود را در مى نوردد و شكلى تازه به خود مى گيرد و چون صورتگر نقاشى است كه هر لحظه بتى مى سازد و آن را مى سوزد و تصاوير ديگرى مى پردازد. اين حركت از قوّه به فعل و اين خلع و لُبس, يا لُبس پس از لُبس (به تعبير فلسفى) , هرگز پايان ندارد و تا انسان دم مى زند, اين تحوّل وجود دارد. اين رويكرد, اصالت وجودى (به معناى اگزيستانسياليستى آن) است و بر براهين متين فلسفى استوار است; امّا در عرصه اخلاق, كاربردى وسيع مى يابد و عالم اخلاقى يى چون امام(ره), آن را ابزار كسب نتايج عملى قرار مى دهد. نتايج اين آموزه, بسيار است; از جمله آنكه: انسان مى تواند اخلاقى زندگى كند و اسير غرائزش نباشد و از خود فراتر رود. اين امكان تغيير, آدمى را از حيوانات جدا مى كند و از او گُل سرسبد عالمِ امكان مى سازد. بدين ترتيب هر انسانى آمادگى تغيير و دگرگونى را ندارد و هيچ كس نمى تواند ـ و نبايد ـ در حدّى خاص, درجا بزند و سنگواره گردد. اين امكان تغيير, در همه مراحل عمر وجود دارد. گرچه تغييرپذيرى انسان در آغاز زندگى اش و شكل گيرى او در اوان حياتش نيرومندتر است و هرچه از عمر آدمى بگذرد, اين دگرگونى دشوارتر مى شود; ليكن هرگز اصل امكان از ميان نمى رود و تا آخرين لحظه زندگى نيز امكان تغيير جهت, براى هر كس وجود دارد و تشبيه انسان به درخت بزرگ و چوب خشك, تشبيه دقيقى نيست. و بالاخره اينكه نبايد درباره خود وديگران, و تا پرونده اعمال گشوده است, داورى كرد. هيچ كس در هيچ حالى نمى تواند خود را پاك و منزّه و محبوب درگاه خدا بداند و يا آنكه يكسره از بارگاه رحمت حق, نوميد شود و خود را از دست رفته و دوزخى بشمرد; همچنين درباره هيچ كس تا در حال حيات است, نمى توان داورى قطعى كرد. كسى كه تا ديروز مستجاب الدعوه بنى اسرائيل بود, بر اثر نافرمانى حق تعالى و دلبستگى به دنيا و تعلّقات آن, امروز از درگاه حق رانده مى شود و خداوند, او را به سگى مانند مى كند. برعكس, كسى كه تا ديروز در سپاه امويان و روياروى امام حسين(ع) بود, امروز از گذشته اش مى گسلد و به سپاه حق مى پيوندد و حُر و آزاده مى گردد(همان گونه كه مادرش او را حر ناميده بود). بنابراين, گرچه گذشته مى تواند بر آينده هركس تأثيرات بزرگى بگذارد; امّا هرگز بر آن چيره نمى شود و انسان مى تواند آينده را دگرگون كند و آن را به گونه ديگرى بسازد و خود را در جهت ديگرى هدايت كند. چنين وسعت مشربى درباره انسان و سرنوشت نامعلوم او, آدمى را از تنگ نظرى و داورى هاى شتابزده, باز مى دارد و به او امكان دريافت لايه هاى عميق ترى را از حقيقت مى دهد. در اين منظر است كه حتّى داورى درباره كافران ـ تا وقتى كه زنده هستند ـ و آنان را يكسره جهنّمى دانستن, نادرست مى نمايد. امام(ره) در اين باره, چنين آورده است: شيخ جليل ما عارف كامل, شاه آبادى ـ روحى فداه ـ مى فرمودند: تعيير و سرزنش به كافر نيز نكنيد در قلب; شايد نور فطرتش او را هدايت كند و اين تعيير و سرزنش, كار شما را منجر به سوء عاقبت كند. امر به معروف و نهى از منكر, غير از تعيير قلبى است. بلكه مى فرمودند: كفّارى كه معلوم نيست با حال كفر از اين عالم منتقل شدند, لعن نكنيد. شايد در حال رفتن, هدايت شده باشند و روحانيت آنها مانع از ترقّيات شما شود.(ص ۶۷) اين مضمون, چنان امام(ره) را شيفته خود مى كند كه باز آن را به زبان
ديگرى و در نقد كسانى كه سرآمدان توحيد را نيز از زخمِ زبان و لعنتهاى خود در امان نمى گذارند, چنين مى آورد: شيخ عارف ما ـ روحى فداه ـ مى فرمود: هيچ وقتْ لعن شخصى نكنيد, گرچه به كافرى كه ندانيد از اين عالم [چگونه] منتقل شده; مگر آنكه وليّ معصومى از حال بعد از مردن او خبر دهد; زيرا كه ممكن است در وقت مردن, مؤمن شده باشد.(ص ۴۵۶) اگر همين يك آموزه را با نتايج آن, راهنماى عمل خود در زندگى قرار دهيم, چه بسيار كمالها كه به دست خواهيم آورد و چه بسيار پليدى ها و نقص ها كه از خود دور خواهيم داشت.
۲. وضع طبيعى انسان
توماس هابز, با تكيه بر ميراث مسيحيت رسمى معتقد بود كه انسان در وضع طبيعى, تنها در پى منافع و غرائز حيوانى خويش است و راهنمايش خواستهاى حيوانى اوست. اگر انسان را به خودش واگذارند, جز توحّش از خود بروز نمى دهد و ديگران را قربانى مطامع خود مى كند; چون ذاتاً پليد است و تنها با قوه قهريه مى توان او را كنترل كرد. بدين جهت, هابز, وجود دولتى مقتدر و مستبد و خودكامه را لازم مى دانست و شعارش اين بود كه «انسان, گرگ انسان است». اين رويكرد بسيار بدبينانه در مورد انسان, مقبول طبع فطرت آدمى نيست و تحليل ديگرى مى طلبد. در سنّت دينى ما آمده است كه انسان, به طور فطرى خداپرست و يكتاگرا زاده مى شود و خداجويى و حقيقت خواهى و جمال پرستى, در سرشت او نهفته است و بعدهاست كه پدر و مادر و يا فرهنگ حاكم بر جامعه, شخصى را از صراط مستقيم فطرت به كجراهه گمراهى مى كشانند. بدين ترتيب, ذات آدمى پاك است و آلودگى ها عارضى و گذراست. امّا اين نكته را بايد بيشتر كاويد و ديد كه چگونه انسان ـ كه به گونه فطرى موحّد است ـ, سر از كوره دهِ شرك درمى آورد و چرا فطرت, توان مقابله با شبيخون چندگانه پرستى را ندارد. امام(ره) در اين بابْ معتقد است كه ا نسان در بدو تولّد, داراى قابليت هاى بسيارى براى پذيرش كمالات و غرائزى است كه براى حفظ او و ادامه بقا فعليّت دارند. در حقيقت, آدمى در هنگام پانهادن به جهان, نيازمند ويژگى هايى است كه او را از خطرها حفظ كند و در اين زمينه با ديگر حيوانات, چندان تفاوتى ندارد. حبّ ذات, نياز به خورد و خوراك, و نياز به دفع خطرها و توليد مثل, همه صفات مشترك انسان است با حيوانات ديگر. ليكن آدمى, در اين مرحله نمى ماند و اين توانايى را دارد كه از آن فراتر رود و به كمالات معنوى دست يابد; حال آنكه ديگر حيوانات, از چنين امكانى بى بهره اند و تنها در دايره غرائز خويش مى چرخند. بدين ترتيب, اين فطرت توحيدى و كمال گرايى, حدّ فاصل ميان انسان و حيوان است; ليكن لزوماً به اين معنا نيست كه آدمى چون فطرتى حق گرا دارد, نيازمند آموزش و پرورش نيست و هر انسانى, بالفعل داراى همه كمالات است. آدمى, بالفعل كم از جانوران ندارد و تنها با تهذيب نفس مى تواند خود را از آنان بالاتر بكشاند و مدارج كمال هستى را پشت سر نهد و به مقامى برسد كه در تصوّر نيز نگنجد. امام(ره), اين نكته را چنين بيان مى كند: بدان كه نفس انسانى, گرچه به يك معنا ـ كه ذكر آن اكنون از مقصود ما خارج است ـ مفطور بر توحيد و بلكه جميع عقايد حقّه است; ولى از اوّل ولادت آن در اين نشئه و قدم گذاشتن در اين عالم, با تمايلات نفسانيه و شهوات حيوانيه نشو و نما كند… و در مقام خود, مبرهن است كه انسان, در اوّل پيدايش, پس از طيّ منازلى, حيوان ضعيفى است كه جز قابليت انسانيت, امتيازى از ساير حيوانات ندارد و آن قابليتْ ميزان انسانيت فعليه نيست. پس انسان, حيوانى بالفعل است در ابتداى ورود در اين عالم و در تحت هيچ ميزان, جز شريعت حيوانات كه اداره شهوت و غضب است, نيست.(ص ۱۶۸) بدين ترتيب, در برابر آن رويكردبدبينانه به ذات انسان كه معتقد است همواره بايد بر سر فيلِ نفس كوفت تا يادِ هندوستان نكند, و نظر افراطى و خوش بينانه نسبت به انسان فطرى و اينكه اين فطرت, فعليت دارد, امام(ره) نظر واقع بينانه و ميانه اى ارائه مى كند. انسان, فطرتاً پاك و آماده كمال و رشد است; امّا اين آمادگى, به تنهايى كافى نيست; بلكه بايد همراه با تزكيه و تهذيب باشد. بدين ترتيب, ضرورت اخلاق و آموزش اخلاقى, آشكارتر مى شود.
معلّمى از دانش آموزى پرسيد: «چه كسى تو را آفريد؟». آن دانش آموز, برخلاف انتظار و به جاى پاسخ معهود, گفت: «هنوز آفرينش من تمام نشده است»
خداشناسترين مردم، پر درخواستترين آنان از خداست . غرر الحكم ، ح ۳۲۶۰
۲پيامبر صلى الله عليه و آله : يَدْخُلُ الْجَنَّةَ رَجُلانِ كانا يَعْمَلانِ عَمَلاً واحِدا ، فَيَرى اَحَدُهُما صاحِبَهُفَوْقَهُ ، فَيَقولُ : يا رَبِّ ، بِما اَعْطَيْتَهُ وَ كانَ عَمَلُنا واحِدا ؟فَيَقولُ اللّهُ تَبارَكَ وَ تَعالى : سَاَ لَنى وَ لَمْ تَسْاَ لْنى ؛
دو نفر كه هر دو يكسان عمل كردهاند ، وارد بهشت مىشوند ، امّا يكى از آن دو ،ديگرى را برتر از خود مىبيند . مىگويد : پروردگارا ! چرا او را برترى دادى ، در حالى كهعمل هر دوى ما يكسان بوده است؟ خداوند ـ تبارك و تعالى ـ مىفرمايد : او از مندرخواست مىكرد و تو درخواست نمىكردى. عدّة الداعى ، ص ۳۶
۳امام سجاد عليه السلام : اَوْحَى اللّهُ ـ تَبارَكَ وَ تَعالى اِلى داوُودَ عليه السلام : يا داوُودُ اذْكُرْنى فى اَيّامِسَرّائِكَ كَى اَسْتَجيبَ فى اَيّامِ ضَرّائِكَ ؛
خداوند تبارك و تعالى به داوود عليه السلام وحى فرمود : اى داوود! در روزهاى خوشىات مراياد كن ، تا در روزهاى رنج و ناخوشىات ، تو را پاسخ گويم. جامع الاحاديث الشيعة ، ج۱۵، ص۲۰۷،ح ۲۹
۴پيامبر صلى الله عليه و آله : مَنْ اَرادَ اَنْ تُسْتَجابَ دَعْوَتُهُ وَ اَنْ تُـكْشَفَ كُرْبَتُهُ ، فَلْيُفَرِّجْ عَنْ مُعْسِرٍ ؛
هر كس مىخواهد دعايش مستجاب و غمش از بين برود، بايد گره از كار گرفتارى باز كند. مسند ابن حنبل ، ج ۲، ص ۲۴۸، ح ۴۷۴۹
۵پيامبر صلى الله عليه و آله : اِذا اَرادَ صاحِبُكُم اَن لا يَسْاَ لَ رَبَّهُ اِلاّ اَعْطاهُ ، فَلْيَياَس مِنَ النّاسِ كُلِّهِمْ ، ولا يَكونَنَّ لَهُ رَجاءٌ عِنْدَ غَيْرِ اللّهِ فَاِذا عَلِمَ اللّهُ ذالِكَ مِنْ قَلْبِهِ لَمْ يَسْاَ لْهُ شَيْئا اِلاّ اَعْطاهُ ؛
هر گاه يكى از شما خواست كه آنچه را از پروردگارش درخواست مىكند ، به او بدهد ،بايد از همه مردم چشم اميد بركَند و به غير خدا هرگز اميدى نداشته باشد . پس هرگاهاين از قلب او بر خدا عيان شد، هر چه را از وى بخواهد، به او مىدهد. تيسير المطالب ، ص ۲۳۵
۶امام على عليه السلام : قُلْتُ : اَللّهُمَّ لا تُحوِجنى اِلى اَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ ، فَقْالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : يا عَلىُّ،لا تَقولَنَّ هكَذا ، فَلَيسَ مِنْ اَحَدٍ اِلاّ وَ هُوَ مُحْتاجٌ اِلَى النّاسِ . فَقُلْتُ : يا رَسولَ اللّهِ ، فَمااَقولُ ؟ قالَ : قُلْ : اللّهُمَّ لا تُحوِجْنى اِلى شِرارِ خَلْقِكَ. قُلْتُ : يا رَسولَ اللّهِ وَمَنْ شِرارُخَلْقِهِ ؟ قالَ : الَّذينَ اِذا اَعطَوا مَنّوا وَ اِذا مَنَعوا عابوا ؛
من گفتم : بار خدايا ! مرا محتاج احدى از خَلقت مگردان . پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهفرمودند :اى على چنين نگو ؛ زيرا هيچ كس نيست ، مگر آنكه به مردم نيازمند است . گفتم : پسچه بگويم ، اى پيامبر خدا؟ فرمودند بگو : بار خدايا! مرا نيازمند بَدانِ خلقت قرار مده.گفتم : اى پيامبر خدا ، بَدان خلق خدا كيانند؟ فرمودند : كسانى كه هر گاه چيزى بدَهند ،منّت گذارند و هر گاه ندهند ، بد گويند. تنبيه الخواطر ، ج ۱، ص ۳۹
۷پيامبر صلى الله عليه و آله : اُتىَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله وَ هُوَ قاعِدٌ فِى ظِلِّ الْحَطيمِ بِمَكَّةَ ، فَقيلَ : يا رَسولَ اللّهِاُتِىَ عَلى مالِ اَبى فُلانٍ بِسَيْفِ الْبَحرِ فَذَهَبَ . فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : ما تَلَفَ مالٌ فى بَرٍّوَ لا بَحرٍ اِلاّ بِمَنْعِ الزَّكاةِ فَحَرِّزوا اَمْوالَكُم بِالزَّكاةِ ، وَ داووا مَرْضاكُمْ بِالصَّدَقَةِ وَ ادْفَعواعَنْكُمْ طَوارِقَ البَلاءِ بِالدُّعاءِ فَاِنَّ الدُّعاءَ يَنْفَعُ مِمّا نَزَلَ وَ مِمّا لَمْ يَنْزِلَ ما نَزَلَ يَكْشِفُهُ وَ مالَمْ يَنْزِلْ يَحْبِسُهُ ؛
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، در سايه حَطيم در مكّه نشسته بودند كه شخصى آمد و گفت : اىپيامبر خدا ! اموال فلانى در ساحل دريا ، دچار حادثه شد و از بين رفت . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمودند : هيچ مالى در خشكى و دريا تلف نشد ، مگر به سبب ندادنزكات . پس ، اموال خود را با دادن زكات ، حفظ نماييد و بيمارانتان را با صدقه دادن درمان ومصيبتهاى بلا را با دعا كردن از خود رفع كنيد ، كه دعا براى آنچه نازل شده و نازل نشده ،سودمند است : آنچه نازل شده ، برطرف مىكند و از آنچه نازل نشده ، جلوگيرى مىنمايد. الدعاء للطبرانى ، ص ۳۱، ح ۳۴
۸امام على عليه السلام : ما زالَتْ نِعْمَةٌ وَ لا نَضارَةُ عَيْشٍ اِلاّ بِذُنوبٍ اِجْتَرَحوا اِنَّ اللّهَ لَيْسَبِظَلاّمٍ لِلْعَبيدِ ، وَ لَوْ اَ نَّهُمُ اسْتَقْبَلوا ذالِكَ بِالدُّعاءِ وَ الاِْنابَةِ لَمْ تَزُل وَ لَوْ اَنَّهُمْ اِذا نَزَلَتْ بِهِمُالنِّقَمُ وَ زالَت عَنْهُمُ النِّعَمُ فَزِعوا اِلَى اللّهِ عَزَّوجَلَّ بِصِدْقٍ مِن نيّاتِهِمْ وَ لَمْ يَهِنوا وَ لَمْيُسْرِفوا ، لاََصْلَحَ اللّهُ لَهُمْ كُلَّ فاسِدٍ وَ لَرَدَّ عَلَيْهِمْ كُلَّ صالِحٍ ؛
هيچ نعمت و شادابى زندگىاى نابود نشد، مگر به سبب گناهانى كه صاحبانشمرتكب شدند . خداوند هرگز به بندگان ستم نمىكند . اگر با دعا و ناله به استقبال بلامىرفتند ، آن نعمتها و خوشىها نابود نمىشدند ، اگر زمانى كه عذاب برايشان فرودآمد و نعمتهايشان را گرفت، با نيّت پاك به خداوند عزّوجلّ پناه مىبردند و سستى وزيادهروى (و ستم بر خويشتن) نمىكردند ، بىگمان خداوند ، نابسامانى آنان را بهسامان مىآورد و خوبىها را به ايشان بازمىگرداند. خصال ، ص ۶۲۴، ح ۱۰
۹روى أنَّ موسى عليه السلام: اِستَسقى لِبَنى اِسرائيلَ حينَ اَصابَهُم قَحْطٌ فَاَوحَى اللّهُ تَعالىاِلَيهِ : اِنّى لا اَستَجيبُ لَكَ وَ لا لِمَنْ مَعَكَ وَ فيكُمْ نَمّامٌ قَدْ اَصَرَّ عَلَى النَّميمَةِ ؛
در روايت آمده كه موسى عليه السلام براى بنىاسرائيل كه گرفتار قحطى شده بودند ،درخواست باران كرد، اما خداوند متعال به او وحى فرمود كه : «باوجود شخصسخنچينى كه در ميان شما هست و به سخنچينىاش ادامه مىدهد، دعاى تو و دعاىهمراهانت را اجابت نمىكنم». بحار الأنوار ، ج ۷۵، ص ۲۶۸، ح ۱۹
۱۰پيامبر صلى الله عليه و آله : اِذا اَرَدْتَ اَنْ تَدعُوَ اللّهَ فَقَدِّم صَلاةً اَو صَدَقَةً اَو خَيْرا اَوْ ذِكْرا ؛
هر گاه خواستى دعا كنى ، پيش از آن ، نمازى بخوان يا صدقهاى بده يا كار خيرىبكن يا ذكرى بگو. عوالى اللآلى ، ج ۱، ص ۱۱۰، ح ۱۶
۱۱امام كاظم عليه السلام : اِذا كانَ لَكَ يا سَماعَةُ اِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ حاجَةٌ فَقُل : اَللّهُمَّ اِنّى اَسْاَ لُكَبِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلىٍّ فَاِنَّ لَهُما عِنْدَكَ شَاْنا مِنَ الشَّاْنِ وَ قَدْرا مِنَ القَدْرِ فَبِحَقِّ ذالِكَ الشَّاْنِوَ بِحَقِّ ذالِكَ الْقَدْرِ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، وَ اَنْ تَفْعَلَ بى كَذا وَ كَذا. فَاِنَّهُ اِذاكانَ يَومُ الْقيامَةِ لَمْ يَبْقَ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لا نَبىٌّ مُرْسَلٌ وَ لا مُؤْمِنٌ مُمْتَحَنٌ اِلاّ وَ هُوَ يَحْتاجُاِلَيْهِما فى ذالِكَ الْيَوْمِ ؛
اى سماعه! هر گاه به درگاه خداوند عزّوجلّ حاجتى داشتى ، بگو : بار خدايا! به حقّمحمّد و على ، از تو درخواست مىكنم ، زيرا آن دو را نزد تو مقام و منزلتى بزرگ است .پس به حقّ آن مقام و آن منزلت ، از تو درخواست مىكنم كه بر محمّد و خاندان محمّد ،درود فرستى و فلان و بهمان حاجتم را برآورى، زيرا در روز قيامت ، هيچ فرشته مقرّب وپيامبرِ مُرسل و مؤمن مخلصى نباشد ، مگر اينكه به آن دو نيازمند باشد. كافى ، ج ۲، ص ۵۶۲، ح ۲۱
۱۲امام على عليه السلام : بُكاءُ الْعُيونِ وَ خَشْيَةُ الْقُلوبِ مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ تَعالى ذِكْرُهُ ، فَاِذاوَجَدْتُموها فَاغْتَنِمُوا الدُّعاءَ وَ لَو اَنَّ عَبْدا بَكى فى اُمَّةٍ لَرَحِمَ اللّهُ تَعالى تِلْكَ الاُْمَّةَ لِبُكاءِذالِكَ الْعَبْدِ ؛
گريه چشمها و ترس دلها ، از رحمت خداوند بلند نام است . بنابراين ، هر گاه اينها رادر خود يافتيد ، دعا كردن را غنيمت شماريد . اگر در ميان يك امّت ، يك بنده هم گريه كند ، خداوند متعال به خاطر گريه آن بنده ، بر آن امّت رحم مىكند . مكارم الأخلاق ، ص ۳۱۷
۱۳امام سجاد عليه السلام : وَ الذُّنوبُ الَّتى تَرُدُّ الدُّعاءَ: سوءُ النِّيَّةِ وَ خُبْثُ السَّريرَةِ وَالنِّفاقُ مَعَالاِْخْوانِ وَ تَركُ التَّصديقِ بِالاِْجابَةِ وَ تَأخيرُ الصَّلَواتِ الْمَفروضاتِ حَتّى تَذْهَبَ اَوقاتُهاوَ تَرْكُ التَّقَرُّبِ اِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ بِالْبِرِّ وَالصَّدَقَةِ وَاسْتِعْمالُ الْبَذاءِ وَ الْفُحْشِ فِى الْقَولِ ؛
گناهانى كه دعا را رد مىكنند ، عبارتاند از : بدى نيّت ، بد ذاتى ، دورويى با برادران ،باور نداشتن اجابت دع ، به تأخير انداختن نمازهاى واجب تا هنگامى كه وقتشان بگذرد وتقرّب نجستن به خداوند عزّوجلّ با نيكى كردن و صدقه دادن و بدزبانى و ناسزا گفتن. معانى الأخبار ، ص ۲۷۱، ح ۲
۱۴پيامبر صلى الله عليه و آله : دُعاءُ السِّرِّ يَزيدُ عَلَى الْجَهْرِ سَبْعينَ ضِعْفا وَ اَ ثْنَى اللّهُ سُبْحانَهُ عَلىزَكَريّا عليه السلامبِقَولِهِ : «اِذْ نادى رَبَّهُ نِدَاءً خَفيًّا» ؛
دعاى پنهانى ، هفتاد برابر دعاى آشكار ، ارزش دارد . خداوند متعال زكريا عليه السلامراچنين ستايش كرده است : «آن گاه كه پنهانى با پروردگارش سخن گفت». ارشاد القلوب ، ص ۱۵۴
۱۵پيامبر صلى الله عليه و آله : اِنَّ اللّهَ لَيُمْسِكُ الْخَيْرَ الْكَثيرَ عَنْ عَبْدِهِ فَيَقولُ : لا اُعْطيهِ حَتّى يَسْاَ لَنى ؛
خداوند ، بسيارى از خوبىها را به بندهاش نمىدهد و مىفرمايد : «به او نمىدهم تا ازمن بخواهد». مستدرك الوسائل ، ج ۵ ، ص ۱۷۵،ح ۵۶۰۳
۱۶پيامبر صلى الله عليه و آله : اِذا دَعا اَحَدُكُم فَلْيَعُمَّ فَاِنَّهُ اَوجَبُ لِلدُّعاءِ ؛
هر گاه يكى از شما دعا كرد ، براى همه دعا كند ؛ زيرا اين، دعا را به اجابت نزديكتر مىكند. كافى ، ج ۲، ص ۴۸۷، ح ۱
۱۷پيامبر صلى الله عليه و آله : يا فاطِمَةُ مَنْ تَهاوَنَ بِصَلاتِهِ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ ابْتَلاهُ اللّهُ بِخَمْسَعَشْرَةَ خَصْلَةً : سِتٌّ مِنْها فى دارِ الدُّنْيا ... فَاَمَّا اللَّواتى تُصيبُهُ فى دارِ الدُّنْيا ... وَ لا يَرتَفِعُدُعاؤُهُ اِلَى السَّماءِ وَ السّادِسَةُ لَيْسَ لَهُ حَظٌّ فى دُعاءِ الصّالِحينَ ؛
اى فاطمه! هر كس ، از مرد و زن نمازش را سبك بشمارد ، خداوند او را به پانزده چيزمبتلا مىكند : شش تاى آنها در سراى دنياست ... و آن شش چيزى كه در سراى دنيا بهاو مىرسد ، اين است كه : ... و پنجم دعايش به سوى آسمان نمىرود ، و ششم ، اوسهمى از دعاى نيكان ندارد . فلاح السائل ، ص ۶۱ ، ح ۱
۱۸پيامبر صلى الله عليه و آله : يا اَ يُّهَا النّاسُ ! اِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ يَقولُ : مُروا بِالْمَعروفِ وَ انْهَوا عَنِ المُنْكَرِمِنْ قَبْلِ اَنْ تَدْعُوَنى فَلا اُجيبَكُمْ وَ تَسْاَلونى فَلا اُعْطيَكُمْ وَ تَسْتَنْصِرونى فَلا اَ نْصُرَكُم ؛
اى مردم! خداوند عزّوجلّ مىفرمايد : امر به معروف و نهى از منكر كنيد ، پيش ازآنكه مرا بخوانيد و پاسختان ندهم ، يا از من بخواهيد و عطايتان نكنم ، يا از من يارىطلبيد و يارىتان نرسانم. مسند ابن حنبل ، ج ۹، ص ۵۰۴ ،ح ۲۵۳۱۰
۱۹پيامبر صلى الله عليه و آله : اَقْرَبُ ما يَكونُ الْعَبْدُ مِنْ رَبِّهِ وَ هُوَ ساجِدٌ فَاَكْثِرُوا الدُّعاءَ ؛
نزديكترين حالتِ بنده به پروردگارش زمانى است كه در سجده است . پس در اينحالت ، بسيار دعا كنيد. صحيح مسلم ، ج ۱، ص ۳۵۰، ح ۲۱۵
۲۰امام سجاد عليه السلام : اَللّهُمَّ اِنَّهُ يَحْجُبُنى عَنْ مَساَ لَتِكَ خِلالٌ ثَلاثٌ وَ تَحدونى عَلَيْها خَلَّةٌواحِدَةٌ يَحْجُبُنى اَمْرٌ اَمَرْتَ بِهِ فَاَبْطَاْتُ عَنْهُ وَ نَهىٌ نَهَيْتَنى عَنْهُ فَاَسْرَعْتُ اِلَيْهِ وَ نِعْمَةٌ اَنْعَمْتَ بِها عَلَىَّ فَقَصَّرتُ فى شُكْرِها وَ يَحدونى عَلى مَسْاَ لَتِكَ تَفَضُّلُكَ عَلى مَنْ اَقْبَلَبِوَجْهِهِ اِلَيْكَ ، وَ وَفَدَ بِحُسْنِ ظَنِّهِ اِلَيْكَ ، اِذْ جَميعُ اِحْسانِكَ تَفَضُّلٌ و اِذْ كُلُّ نِعَمِكَ ابْتِداءٌ ؛
بار خدايا! سه چيز باعث مىشود كه من از تو درخواست نكنم و تنها يك چيز مرا بر آنمىدارد . آنچه مرا باز مىدارد ، يكى آن است كه تو مرا فرمان دادى و من در انجام آن سستىكردم ، ديگر آنكه مرا از كارى نهى فرمودى ، امّا من به انجام دادن آن شتافتم ، سوم آنكه مرانعمت ارزانى داشتى ، ولى من در شكرگزارى آن ، كوتاهى كردم . امّا آنچه مرا به درخواستكردن از تو مىكشانَد ، تفضّل تو بر كسى است كه به درگاهت روى كند و با خوشگمانى به سوىتو آيد ، كه همه احسانهايت ، تفضّل است و همه نعمتهايت ، نخستين است. صحيفه سجّاديّه ، از دعاى ۱۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند متعال ، در آسمان هفتم، فرشته اى گماشته است كه به آن ، «داعى» مى گويند و چون ماه رجب فرا رسد ، آن فرشته ، هر شبِ آن ماه را تا صبح، ندا مى دهد : «خوشا بر ذاكران، خوشا بر طاعت كنندگان!» .
خداوند متعال نيز مى فرمايد : «من ، همنشين كسى هستم كه با من ، همنشين باشد و مطيع كسى هستم كه اطاعتم كند و آمرزنده كسى هستم كه از من ، آمرزش بخواهد . ماه، ماه من است و بنده، بنده من و رحمت، رحمت من. هر كه مرا در اين ماه بخوانَد ، پاسخش مى گويم و هر كه از من [چيزى ]بخواهد، عطايش مى كنم و هر كه از من هدايت جويد ، راه نمايش باشم . اين ماه را رشته اى بين خودم و بندگانم قرار داده ام. هر كس به اين رشته (ريسمان) چنگ زند، به من مى رسد» .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند متعال، از ميان هر چيزى، چهار [ نمونه] را برگزيد:
از ميان فرشتگان، جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و عزرائيل عليهم السلامرا برگزيد .
و از ميان پيامبران، چهار نفر را براى شمشير و جهاد برگزيد: ابراهيم و داوود و موسى و من .
و از ميان خاندان ها، چهار خاندان را برگزيد و فرمود: «خداوند، آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر جهانيان برگزيد» .
و از ميان شهرها، چهار شهر را برگزيد و فرمود: «سوگند به انجير و زيتون * و طور سينا * و اين شهر امن» . «انجير»، مدينه است . «زيتون»، بيت المقدس است . «طور سينا»، كوفه است (۱) و «اين شهر امن»، مكّه است .
و از ميان زنان، چهار بانو را برگزيد: مريم، آسيه، خديجه و فاطمه .
و از ميان [ اعمال] حج، چهار عمل را برگزيد: ثج، عَج، احرام و طواف . ثج، قربانى است و عج، زمزمه لبّيك مردم .
و از ميان ماه ها، چهار ماه را برگزيد: رجب، شوّال، ذى قعده و ذى حجّه .
و از ميان روزها، چهار روز را برگزيد: روز جمعه، روز تَرويَه (هشتم ذى حجّه)، روز عَرَفه و روز قربانى .
ماه رجب ماه خودسازی و عبودیت و معرفت است. ماهی که با ندای «این الرجبیون» شناخته و با اعمال زیبای عبادی و نجواهای معطر معرفتی اش تزئینی ملکوتی می گیرد.
به همین مناسبت ضمن یادآوری فرموده های نازنین حضرات معصومین علیهم السلام در ابن باب نظر شما خوانندگان عزیز را به فهرست اعمال مختلف عبادی این ماه از ادعیه و اذکار و نوافل، جلب می نمائیم.حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) فرمود:
ماه رجب ماه بزرگ خدا است و ماهى در حرمت و فضیلت به آن نمىرسد و جنگیدن با كافران در این ماه حرام است و رجب ماه خدا است و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است كسى كه یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودى خدای بزرگ میگردد و غضب الهى از او دور می گردد و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته گردد.
حضرت موسى بن جعفر(علیهماالسلام) نیز فرمود:
هر كس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، آتش جهنم یك سال، از او دور شود و هر كس سه روز از آن را روزه بگیرد بهشت بر او واجب می گردد.
و نیز فرمود: رجب نام نهرى است در بهشت که از شیر سفیدتر و از عسل شیرینتر است. هر كس یك روز از رجب را روزه بگیرد البته از آن نهر بیاشامد.
از امام صادق(علیه السلام) روایت است كه حضرت رسول اکرم( صلى الله علیه و آله) فرمود:
ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را "أصب" مىگویند زیرا كه رحمت خدا در این ماه بر امت من بسیار ریخته مىشود پس بسیار بگوئید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ».
ابن بابویه از سالم روایت كرده است كه گفت:
در اواخر ماه رجب كه چند روز از آن مانده بود، خدمت امام صادق(علیه السلام)رسیدم. وقتی نظر مبارك آن حضرت بر من افتاد فرمود كه آیا در این ماه روزه گرفتهاى؟ گفتم نه والله اى فرزند رسول خدا. فرمود كه آنقدر ثواب از تو فوت شده است كه قدر آن را به غیر از خدا كسى نمىداند به درستى كه این ماهى است كه خدا آن را بر ماههاى دیگر فضیلت داده و حرمت آن را عظیم نموده و گرامی داشتن روزه دار را در این ماه بر خود واجب گردانیده است.
پس گفتم یابن رسول الله اگر در باقیمانده این ماه روزه بدارم آیا به بعضى از ثواب روزهداران آن نائل مىگردم؟ فرمود: اى سالم هر كس یك روز از آخر این ماه را روزه بدارد خدا او را ایمن گرداند از شدت سكرات مرگ و از هول بعد از مرگ و از عذاب قبر و هر كس دو روز از آخر این ماه را روزه بگیرد از صراط به آسانى بگذرد و هر كس سه روز از آخر این ماه را روزه بگیرد ایمن گردد از ترس بزرگ روز قیامت و از شدتها و هولهاى آن روز و برات بیزارى از آتش جهنم به او عطا كنند. و بدان كه براى روزه ماه رجب فضیلت بسیار وارد شده است و روایت شده كه اگر شخصی قادر بر آن نباشد هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند تا ثواب روزه آن را دریابد: سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ سُبْحَانَ مَنْ لا یَنْبَغِى التَّسْبِیحُ إِلا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَكْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزََّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ .
اعمال ماه رجب
در تمام ایام ماه رجب دعای ذیل را که روایت شده امام زین العابدین(علیه السلام) آن را قرائت میفرمود، خوانده شود:
«امَنْ یَمْلِكُ حَوَائِجَ السَّائِلِینَ وَ یَعْلَمُ ضَمِیرَ الصَّامِتِینَ لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ مِنْكَ سَمْعٌ حَاضِرٌ وَ جَوَابٌ عَتِیدٌ اللَّهُمَّ وَ مَوَاعِیدُكَ الصَّادِقَةُ وَ أَیَادِیكَ الْفَاضِلَةُ وَ رَحْمَتُكَ الْوَاسِعَةُ فَأَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَقْضِىَ حَوَائِجِى لِلدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَىْءٍ قَدِیرٌ».
دعایی را كه از امام صادق(علیه السلام) روایت شده، خوانده شود:
«خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَیْرِكَ وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلا لَكَ وَ ضَاعَ الْمُلِمُّونَ إِلا بِكَ وَ أَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ إِلا مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَكَ بَابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبِینَ وَ خَیْرُكَ مَبْذُولٌ لِلطَّالِبِینَ وَ فَضْلُكَ مُبَاحٌ لِلسَّائِلِینَ وَ نَیْلُكَ مُتَاحٌ لِلْآمِلِینَ وَ رِزْقُكَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصَاكَ وَ حِلْمُكَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ نَاوَاكَ عَادَتُكَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِیئِینَ وَ سَبِیلُكَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْمُعْتَدِینَ اللَّهُمَّ فَاهْدِنِى هُدَى الْمُهْتَدِینَ وَ ارْزُقْنِى اجْتِهَادَ الْمُجْتَهِدِینَ وَلا تَجْعَلْنِى مِنَ الْغَافِلِینَ الْمُبْعَدِینَ وَ اغْفِرْ لِى یَوْمَ الدِّینِ ».
از امام صادق (علیه السلام) روایت شده كه در ماه رجب این خوانده شود:
«اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ صَبْرَ الشَّاكِرِینَ لَكَ وَ عَمَلَ الْخَائِفِینَ مِنْكَ وَ یَقِینَ الْعَابِدِینَ لَكَ اللَّهُمَّ أَنْتَ الْعَلِىُّ الْعَظِیمُ وَ أَنَا عَبْدُكَ الْبَائِسُ الْفَقِیرُ أَنْتَ الْغَنِىُّ الْحَمِیدُ وَ أَنَا الْعَبْدُ الذَّلِیلُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ امْنُنْ بِغِنَاكَ عَلَى فَقْرِى وَ بِحِلْمِكَ عَلَى جَهْلِى وَ بِقُوَّتِكَ عَلَى ضَعْفِى یَا قَوِىُّ یَا عَزِیزُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْأَوْصِیَاءِ الْمَرْضِیِّینَ وَ اكْفِنِى مَا أَهَمَّنِى مِنْ أَمْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.»
* از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت شده كه: هر كس در ماه رجب صد مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَحْدَهُ لا شَرِیكَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» و آن را به صدقه ختم فرماید حق تعالى براى او به رحمت و مغفرت و كسى كه چهار صد مرتبه بگوید بنویسد براى او اجر صد شهید عطا فرماید.
* از نبی مکرم اسلام روایت است: كسى كه در ماه رجب هزار مرتبه "لا إِلَهَ إِلا اللهُ" بگوید خداوند عز و جل براى او صد هزار حسنه عطا کند و براى او صد شهر در بهشت بنا فرماید .
* كسى كه در رجب در صبح هفتاد مرتبه و در شب نیز هفتاد مرتبه بگوید: "أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ" و پس از اتمام ذکر، دستها را بلند كند و بگوید: "اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِى وَ تُبْ عَلَىَّ" اگر در ماه رجب بمیرد خدا از او راضى باشد و به بركت ماه رجب، آتش او را مس نكند .
* در کل این ماه هزار مرتبه ذکر: أَسْتَغْفِرُ اللهَ ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ مِنْ جَمِیعِ الذُّنُوبِ وَ الْآثَامِ " گفته شود؛ تا خداوند رحمان او را بیامرزد .
* سید بن طاووس در اقبال از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) فضیلت بسیاری براى خواندن سوره قل هو الله أحد نقل کرده است که ده هزار مرتبه یا هزار مرتبه یا صد مرتبه در این ماه تلاوت شود. و نیز روایت كرده كه هر كس در روز جمعه ماه رجب صد مرتبه سوره قل هو الله أحد را بخواند براى او در قیامت نورى شود كه او را به بهشت بكشاند.
* سید بن طاووس از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت كرده كه: هر كس در روز جمعه ماه رجب، مابین نماز ظهر و عصر، چهار ركعت نماز بگزارد و در هر ركعت حمد یك مرتبه و آیة الكرسى هفت مرتبه و قل هو الله أحد پنج مرتبه بخواند، و سپس ده مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ» حق تعالى براى او از روزى كه این نماز را گزارده تا روزى كه بمیرد هر روز هزار حسنه به او عطا فرماید، و او را به هر آیهای كه خوانده شهرى در بهشت از یاقوت سرخ و به هر حرفى قصرى در بهشت از دُرّ سفید دهد و تزویج فرماید او را حورالعین و از او راضى شود .
* سه روز از این ماه را كه پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه گرفته شود. زیرا كه روایت شده هر كس در یكى از ماههاى حرام، این سه روز را روزه بدارد حق تعالى براى او ثواب نهصد سال عبادت بنویسد.
* از حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) روایت شده است كه: هر كس در یك شب از شبهاى ماه رجب ده ركعت نماز به این نحو که در هر ركعت حمد و قل یا ایها الكافرون یك مرتبه و توحید سه مرتبه بخواند، خداوند گناهان او را میآمرزد.
سایر اعمال مشترک ماه رجب
روزه داشتن. از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است هر کس یک روز از این ماه را روزه بدارد، از ناراحتی قیامت ایمن خواهد بود.
و در روایت دیگری چنین آمده است:
«روزه یک روز از ماه رجب برای رضای خداوند، در بردارنده رضوان الهی، خاموش کننده خشم خدا و مسدود کننده دری از درهای آتش است.
و هر چه تعداد روزهها بیشتر شود، عظمت و پاداش آن نیز افزونتر میگردد.»
ملاقات با امام زمان(عج) و ديگر اولياى الهى، نياز به سنخيت با آنان دارد. به دست آوردن سنخيت با اولياى الهى، نياز به تحقق دو بعد (معرفت و عمل) دارد. اگر كسى خود را به اولياى الهى شبيه نمود، به لقاى آنان نيز واصل خواهد شد.
نوريان مرنوريان را طالبن ناريان مرناريان را جاذبند
ناگفته نماند كه ما مكلف به ارتباط به معناى ملاقات و رؤيت امام زمان(عج) نيستيم. آنچه وظيفه ما است، تشبّه به آن بزرگواران و پيمودن راه آنان است. ما بايد در همه حال سرباز آماده آن حضرت بوده و همواره در خدمت ايشان باشيم. اين مسأله را آيه 200 سوره آل عمران بيان فرموده: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»؛ «اى كسانى كه ايمان آورده ايد! صبر كنيد و يكديگر را به صبر واداريد و مرابطه نماييد وتقوا و خداترسى را پيشه سازيد، باشد كه رستگار شويد».
امام باقرعليه السلام در تفسير اين آيه شريفه مى فرمايد: «صبر كنيد بر اداى فرايض (در انجام تكاليف الهى استقامت داشته باشيد) و در برابر دشمنان پايدارى كنيد و با امامتان (كه انتظارش را مى كشيد) مرابطه نماييد».كتاب الغيبة، شيخ مفيد، ص 105.
مرابطه با امام زمان(عج)؛ يعنى، خود را به رشته ولايت او بستن و بر خدمت و پيروى و يارى او گردن نهادن. اين يكى از اركان ايمان است كه آدمى خود را به امام خويش مربوط سازد و از او جدا نشود. همچنين بايد كارهايى انجام داد كه آن حضرت و اصحاب شان انجام مى دهند.
قرآن درباره حضرت مهدى و اصحاب ايشان مى فرمايد: «الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ»؛سوره حج: آيه 41. كسانى كه اگر در زمين به آنان توانايى دهيم نماز را به پا داشته و زكات (به مستحق) بخشيده و به معروف امر نموده و از منكر نهى كنند.
امام باقرعليه السلام در تفسير اين آيه مى فرمايد: «اين آيه براى آل محمد است؛ يعنى، مهدى(عج) و اصحاب او».تفسير قمى: ج 2، ص 87. در نتيجه اگر ما هم مى خواهيم از اصحاب و ياران آن حضرت باشيم، بايد به امور مذكور اهتمام ورزيم.
وظيفه منتظران
خوب است بدانيم كه امام زمان(عج) شديداً به شيعيان خود عشق مى ورزد؛ بلكه علاقه آن حضرت به شيعيان و دوستانشان خيلى بيشتر از علاقه اى است كه ما نسبت به آن حضرت داريم. ايشان همواره براى شيعيان خود دعا مى كنند. از آن حضرت نقل شده است: «اِنّا غَيْرُ مُهَمِلينَ لِمُراعاتِكُمْ وَلاناسينَ لِذِكْرِكُمْ»؛بحارالانوار: ج 53، ص 174. ما هرگز در رعايت احوال شما كوتاهى نمى كنيم و شما را از ياد نمى بريم».
آنچه بر ما بايسته است، جلب رضايت آن بزرگوار است. پيوستگى با او، يعنى، مطيع او بودن. آنچه در روايات زياد سفارش شده، انتظار فرج است. ما بايد ارتباط معنوى خود را با امام زمان(عج) با عمل به دستورات آن حضرت و انتظار فرج به معناى واقعى ثابت و مستدام نگه داريم. از اين رو بسيار به جا است كه خصوصيات منتظر واقعى حضرت مهدى(عج) را بدانيم و سپس آن را در خود عملى كنيم.
رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: «اَفْضَلُ العِبادَةِ اِنْتِظارُ الفَرَجِ»؛فرائد السمطين، ج 2، ص 334، چاپ جديد. برترين عبادات، انتظار ظهور و فرج است.
وظيفه منتظر امام زمان عليه السلام اين است كه مانند يك منتظر واقعى زندگى كند. وقتى انسان حقيقتا منتظر كسى باشد، تمام رفتار و سكناتش نشان از منتظر بودن او دارد. به عنوان مثال اگر منتظر ميهمان باشد، حتما خانه را تميز و مرتب و وسايل پذيرايى را آماده مى نمايد و با لباس مرتب و چهره اى شاداب در انتظار مى ماند. چنين كسى مى تواند ادعا كند كه منتظر ميهمان است. اما كسى كه نه خانه را مرتب كرده و نه وسايل پذيرايى را آماده نموده و نه لباس مرتب و تميزى پوشيده و نه اصلاً به فكر ميهمان است؛ اگر ادعا كند كه در انتظار ميهمان بوده، همه او را ريشخند خواهند كرد و بر گزافه گويى او خواهند خنديد!
لاف عشق و گله از يار زهى لاف دروغ عشق بازان چنين مستحق هجرانند
بنابراين، انتظار قبل از آنكه از ادعاى انسان فهميده شود، از رفتار و كردار او فهميده مى شود. نمى توان هر كسى را كه ادعاى دوستى و ولايت امام زمان را دارد، در شمار دوستان و منتظران او قلمداد نمود! آرى «مشك آن است كه خود ببويد نه آنكه عطاربگويد».
با چنين توضيحى، روشن است كه منتظر واقعى امام زمان(عج) بايد رفتارش به گونه اى باشد كه هر لحظه منتظر ظهور امام زمان عليه السلام باشد، يعنى، در هر لحظه كه اين خبر را به او بدهند، خوشحال شود و آماده يارى آن حضرت باشد و با مال و جان خويش جهاد كند و خود را در راه آن حضرت فدا نمايد. منتظر واقعى، اهل گناه و دلبستگى به دنيا نيست؛ چرا كه چنين كسى نمى تواند از وابستگى ها، دلبستگى ها و آلودگى ها دست بردارد و آماده به خدمت در جهت اهداف مقدس امام زمان عليه السلام باشد.
با توجه به نكات ذكر شده مى توان بعضى از وظايف منتظران امام زمان عليه السلام را چنين ذكر كرد:
صفحه قبل1...3334353637...58صفحه بعد


