حلال خدا را حلال، و حرام خدا را حرام بدانید و این دو فریضه ی الهی یعنی امر به معروف و نهی از منکر را فراموش نکنید. برادران! پیرو هوی و هوس نباشید که اگر پیرو هوی و هوس شدید، آسمان و زمین را به فساد خواهید کشید. شهيد عنايت الله الماسي
دنيا چنين است که ميبيني، خوبيهاي آن ناپايدار و فريبهايش بسيار. بر ناگواريهايش صبر کن و از
فريبهايش روي گردان و همواره خود را براي آخرت آماده کن شهيد حسين بديهيان
در شب اول ذیحجه که هلال ماه با کرشمه خودنمایی می کرد، خورشید به خانه علی علیه السلام وارد شد. باد صبا همه را خبر رسانید که: زیور ببندید؛ نور با نور پیوست و جهان روشن شد. درختان شکوفه های خود را بر زمینیان ارزانی داشتند. ابرها مُشک بر زمین باریدند و از خاک صد هزار لاله بر آمد. هلهله ای از شادی و پایکوبی برخاست و جهان یکسره در شور و ولوله شد.
ازدواجی ساده با ساز و برگی اندک، اما صفا و صمیمیتی بسیار، صورت گرفت که تحسین همگان را بر انگیخت و اسوه ای برای آیندگان شد. آن پیوند ساده و بی ریا جز پیوند دو معصوم و برگزیده، علی و فاطمه، نبود.
نوید یاری
چنان که از آیات و روایات بر می آید ازدواج کردن مستحب مؤکد و حتی فراتر از آن، در مواردی خاص، واجب شده است.(1) اسلام بیش از همه ی ادیان برای تسهیل در امر ازدواج رسوم غلط و خرافات دست وپاگیر را از میان برداشته است. ازدواج ساده حضرت زهرا علیهاالسلام و حضرت علی علیه السلام و رفتار و گفتار پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم در خلال قضایای این ازدواج، خود به تنهایی گواه روشنی بر این مدعاست(2) و بر همه لازم است که چگونگی های آن را بشناسیم تا شاید در امر مهم ازدواج راهی تازه و آسان فرا روی جوانان قرار دهیم و زندگی شان را هر چه زودتر پر از ترنّم ترانه و شور عاشقانه کنیم.
مراسم خواستگاری علی علیه السلام از فاطمه علیهاالسلام
علی علیه السلام سر به زیر انداخته و از نهایت حیا با سرانگشتان خود زمین را لمس می کند و از گفتن درخواست خود خجالت می کشد تا این که رسول خدا سکوت را می شکند و از او می خواهد درخواستش را بر زبان آورد. علی علیه السلام در حالی که عرق شرم بر جبین مبارکش چون شبنمی بر گُل نشسته بود، با خجلت و کم رویی و با جملاتی زیبا و سرشار از ادب، فاطمه علیهاالسلام را از پدرش خواستگاری کرد.(3) بدین سان مولای شیعیان برای امر مهم ازدواج قدم پیش گذاشت تا به سنّت پایدار اسلام و پیامبرخدا صلی الله علیه و آله وسلم عمل کند؛ زیرا هیچ کس بیش از او به سنّت رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم پایبند نبود تا جایی که حتی خواسته خود را هیچ گاه بر خواسته پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم مقدّم نداشت. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ازدواج را سنّت خود معرفی کرد و هم او بود که ازدواج نکردن را روی گردانی از سنت خویش، یعنی خروج از اسلام، می دانست.(4) و همواره به ازدواج جوانان امّت خویش می بالید و خطاب به آنان می فرمود: «ازدواج کنید و خانواده تشکیل بدهید که من در روز قیامت به شما مباهات می کنم».(5)
در میان گذاشتن خواسته علی علیه السلام با فاطمه علیهاالسلام
وقتی رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم تقاضای امیرالمؤمنان علیه السلام را شنید فرمود: «علی جان خواسته تو را با فاطمه در میان می گذارم و نظرش را پرسیده، به تو جواب می دهم». آن گاه نزد فاطمه صلی الله علیه و آله وسلم رفت و فرمود: «دخترم فاطمه، می دانی که من تو را دوست دارم و پسر عمویم علی را هم خوب می شناسی، که در فضل و تقوی و صدق و صفا و اخلاص هیچ کس به پای او نمی رسد. اینک او برای خواستگاری تو آمده است. آیا اجازه می دهی به او پاسخ مثبت بدهم؟(6)
این رفتار پسندیده پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم الگویی است زیبا برای همه پدران و مادران، تا در ازدواج فرزندان خویش، ابتدا نظر آنان را بخواهند و از اجبار و اکراه فرزندان بپرهیزند که پیامدهای ناگوار بسیار به همراه دارد.
پاسخ فاطمه زهرا علیهاالسلام به خواستگاری علی علیه السلام
مسلّم است که فاطمه خواستگاران بسیاری داشت. گروهی از مهاجران و انصار و بسیاری از ثروتمندان از جمله عبد الرحمن بن عوف که ثروتمندترین مرد منطقه بود از خواستگاران فاطمه علیهاالسلام بودند.(7) اما حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام که شایسته ترین بانوی هستی است به ملاکی جز تقوا و فضیلت، در انتخاب همسر نمی اندیشد؛ از این رو وقتی پدر بزرگوارش نظر او را درباره ازدواج با علی علیه السلام جویا شد. سکوت سراپای فاطمه علیهاالسلام را فرا گرفت و از شرم و حیا هیچ نگفت. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم رضایت دخترش را از حالت او دریافت و در حالی که خنده نمکینی بر لبانش نقش بسته بود، علی را از سکوت فاطمه که در حقیقت نشانه رضایت او بود خبر داد.(8)
مراسم عقد
در مراسمی ساده و دور از هر گونه هیاهو و با نیکوترین کلام، خطبه عقد جاری شد و فاطمه علیهاالسلام به همسری علی علیه السلام در آمد. سپس پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم خطاب به مردم فرمودند: «شما را گواه می گیرم که من بر طبق سنّت پایدار اسلام فاطمه را همسر او می گردانم. امیدوارم خداوند در بین آن ها مهر و محبّت قرار داده، پراکندگی شان را سامان دهد و این وصلت را برایشان فرخنده گرداند و از لطف خویش به آنان فرزندان پاک و پاکیزه مرحمت فرماید و نسلشان را سبب رحمت و برکت و گنج علم و حکمت و موجب امنیّت ملّت اسلام قرار بدهد. از خداوند برای خود و دخترم و دامادم و شما آمرزش می طلبم». سپس علی علیه السلام نیز خطبه ای ایراد کرد و دوباره پیامبر آنان را دعا کرد و همه آمین گفتند.(9) پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وسلم که از پیوند مبارک فاطمه علیهاالسلام و علی علیه السلام موجی از شادی در دلش جاری بود به نزد دختر دل بندش آمد و او را با این جملات تبریک گفت: «دخترم، تو را به عقد مردی در آورده ام که بهترین مردان عالمیان است و تمام امتیازات خوب را داراست. دخترم او اولین کسی است که به من ایمان آورده و با من نماز خوانده در شب هجرتِ من جان بر کف نهاده، در بستر من خوابید و خداوند بر فداکاری او بر من و بر فرشتگان مباهات نمود. او علیّ مرتضی است(10)».
راستی چه کسی غیر از علی بن ابی طالب علیه السلام لیاقت همسری فاطمه زهرا علیهاالسلام را داشت؟ و چه کسی غیر از او می توانست قدر فاطمه علیهاالسلام را بداند؟(11) و چه کسی جز فاطمه(علیهاالسلام) شایسته همسری علی علیه السلام بود؟
جهیزیه فاطمه زهرا علیهاالسلام
حضرت علی علیه السلام درباره جهیزیه حضرت زهرا علیهاالسلام چنین می فرماید: «روزی پیامبر بزرگوار صلی الله علیه و آله وسلم به من فرمود: زره خود را به بازار برده، بفروش تا با پول آن وسایل عروسی و جهیزیه ای برای فاطمه تهیّه کنیم. من نیز به دستور پیامبر چنین کرده، بهای آن را به پیامبر تقدیم کردم . پیامبر مقداری از پول را به ابوبکر و سلمان فارسی و بلال داد و فرمود: مقداری اسباب و لوازم یک زندگی ساده رابرای فاطمه تهیّه کنند و مقداری از آن پول را نیز به همسرش امّ سلمه داد که عطر و چیزهای زینتی برای فاطمه خریداری کند. بدین گونه جهیزیه ای ساده تهیه شد که چیزی جز شانزده یا نوزده قلم جنس نبود که فقط شانزده عدد آن اسباب و وسیله ی مختصری یک زندگی کوچک بود. وقتی چشمان مبارک رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم به آن جهاز مختصر افتاد، سرش را به جانب آسمان بلند کرد و فرمود: ظروف و زندگی را بر کسانی که بیشتر خداوند و وسایلشان گلی و سفالین است مبارک گردان».(12)
مهمانی عروسی
روز جمعه فرا رسید. عدّه بسیاری به مهمانی عروسی دعوت شدند و طعام نیکویی فراهم شد که گوشت و نان آن را پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم داد و به دستور پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم روغن و خرما را علی علیه السلام فراهم آورد. پیامبر آستین خود را بالا زد و در پخت غذا همکاری کرد. در آن جشن با شکوه وتاریخی عباس و حمزه، عموهای پیامبر و علی، و عقیل، برادر امیر المؤمنین علیه السلام ، از مهمانان پذیرایی می کردند و رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم با دستان مبارک و پر برکت خود، غذا را از دیگ بیرون می آورد. مهمانی عروسی حضرت علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام هم مثل مراسم عقد با سادگی و صفا و آرامش انجام گرفت.(13)
شکوهی جاودانه
در پایان مراسم عروسی در خانه ی پیامبر، ایشان فرمودند پارچه ای زیبایی بر زین هموارترین مرکب او انداختند و خود آن حضرت صلی الله علیه و آله وسلم ، دست فاطمه علیهاالسلام را گرفت و او را روی زین استر نشاند و افسار آن را به دست سلمان فارسی، که پیرمردی بود، داد و به زنان و دختران عبد المطلب و زنان مهاجر و انصار فرمود به آرامی پشت سر مرکب عروس راه بیفتند و به آنان دستور داده بود«سخنی که خدای راناخشنود می کند بر زبان نیاورند» و فقط سپاس خدا را بگویند و بس. بدین سان با صلوات و تکبیر و اشعاری پرمحتوا دختر پیامبر را تا خانه ی بخت بدرقه کردند.(14) سادگی و صفای ازدواج برترین بانوی هستی که افتخار فرزندی بزرگ ترین پیامبر الهی را نیز دارد، شکوهی جاودانه آفرید که تا کرانه های روزگار همه نگاه های حقیقت جو را به تحیّر و تحسین وا می دارد.
دعای پیامبر
نوشته اند بعد از مراسم شادی و سرود خوانی در پایان مراسم، رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم خود وارد حجله عروس شد و علی علیه السلام را به آن جا خواند و دست دخترش فاطمه علیهاالسلام را گرفت و در دست علی علیه السلام گذاشت و این چنین دعا کرد: «خداوندا این دو تن، نزد من از همه محبوب ترند. پروردگارا، تو نیز ایشان را دوست بدار و نسل شان را با برکت و فرخنده فرما او از سوی خود محافظتی برایشان بگمار. من این دو و فرزندانشان را از شرّ شیطان در پناه تو قرار می دهم. بارالها، پلیدی را از آنان بزدای و این عروسی و وصلت را برایشان فرخنده ساز».(15)
سفارش های پیامبر به حضرت علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام
سه روز پس از عروسی، پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم به خانه ی فاطمه علیهاالسلام آمد و احوال او را جویا شد و از او پرسید: «شوهرت را چگونه یافتی؟» حضرت فاطمه فرمود: «پدر جان شوهرم را بهترین شوهر یافتم، ولی جمعی از زنان قریش نزد من آمدند و به من گفتند: رسول خدا تو را به ازدواج مردی تهی دست در آورده است. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: «سوگند به خدا در خیر خواهی تو کوتاهی نکردم، شوهر تو در تقدّم به اسلام از همه پیش تر است و در علم، از همه عالم تر، و در حلم از همه بردبارتر است».
سپس به حضرت فاطمه علیهاالسلام سفارش کرد: «دخترم شوهر تو نیکو شوهری است درهمه ی امور او را اطاعت کن». و رو به علی علیه السلام کرد و فرمود: «با همسرت مدارا و مهربانی کن».(16)
حضرت علی علیه السلام می گویند: «سوگند به خدا، هیچ گاه او را خشمگین و مجبور به کاری نکردم تا آن زمان که خداوند روح او را به سوی خود قبض کرد، و او نیز هیچ گاه مرا ناراحت نکرد و از من نافرمانی ننمود، و من هر زمان به او نگاه می کردم همه ی اندوه ها و رنج هایم برطرف می شد».(17)
منابع:
1.استاد حسین مظاهری، خانواده در اسلام، قم، انتشارات شفق.
2.اسدالله داستانی، مراسم عروسی و معجزات حضرت زهرا علیهاالسلام ، انتشارات قیام.
3.استاد شهید مطهری، نظام حقوق زن در اسلام.
4.حاج شیخ عباس قمی، بیت الاحزان، ترجمه محمد محمدی اشتهارودی، قم، انتشارات ناصر.
5.سیدجعفر شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا علیهاالسلام .
پی نوشت:
1. مراسم عروسی و معجزات حضرت زهرا علیها السلام، ص7.
2. خانواده در اسلام، ص91، (با اندکی تغییر و تصرف).
3. مراسم عروسی و معجزات حضرت زهرا علیها السلام، ص26 (با تغییر).
4. خانواده در اسلام، ص89 (به نقل از وسایل الشیعه، ج7، ص103).
5. همان، ص90 (به نقل از وسایل الشیعه، ج14، ص4).
6. مراسم عروسی و معجزات حضرت زهرا علیها السلام، ص28.
7. زندگانی فاطمه زهرا علیها السلام، ص46.
8. ر.ک: مراسم عروسی و معجزات حضرت زهرا علیها السلام، ص29.
9. همان، ص44.
10. همان، ص45.
11. ر.ک: مراسم عروسی و معجزات حضرت زهرا علیها السلام، ص48.
12. همان، ص50؛ بیت الاحزان، ص56؛ خانواده در اسلام، ص93؛ زندگانی فاطمه علیها السلام، ص58.
13. بیت الاحزان، ص59؛ مراسم عروسی و معجزات حضرت زهرا علیها السلام، ص54.
14. مراسم عروسی و معجزات حضرت زهرا علیها السلام، صص 59 - 61.
15. همان، ص67.
16. مراسم عروسی و معجزات حضرت زهرا علیها السلام، ص72؛ بیت الاحزان، ص62.
17. بیت الاحزان، ص63.
برخى از القاب امام زمان كه در دعاى ندبه آمده است عبارتند از:
بقيه الله، المنتظر، المرتجى، المدخر، المتخير، محيى معالم الدين، قاصم شوكه المعتدين، هادم ابنيه الشرك النفاق، مبيد اهل الفسوق و العصيان و الطغيان، حاصد فروع الغى و الشقاق، طامس آثار الزيغ و الاهوا، قاطع الحبائل الكذب و الافتراء، مبيد العتاه و المرده، مستاصل اهل اعناد و التضليل و الالحاد، معز الاوليا و مذل الاعدا، جامع الكلمه على التقوى، باب الله، وجه الله، السبب المتصل بين الارض و السماء، صاحب، مولف شمل الصلاح و الرضا، الطالب، المطالب، المنصور، المضطر، صدر الخلايق، يابن الساده المقربين، ابن النجبا، ابن الهداه المهديين، ابن الخيره المهديين، و...
شايد يکي از دلايلش همين باشد که در قالب نقش فرهنگ در زندگی انسان تبیین شد. اگر بخواهيم انسان باشيم بايد فرهنگ داشته باشيم وگرنه انسان با حیوان تفاوتی نخواهد داشت: «إِنْ هُمْ إِلاَّ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبيلاً [1]آنان جز مانند ستوران نيستند، بلكه گمراهترند.» فرهنگ به این معناست که بدانیم چه چيزي خوب و چه چیزی بد است. چرا برخی چیزها خوب دانسته میشوند و برخی بد؟
پاسخ را باید در تأثیر آنها در سعادت و شقاوت ابدی انسان جستجو کرد. فقط خداوند است که میداند در این چند سال زندگی دنیا چه باید بکنیم تا به نتیجه مطلوب برسیم. اين فرهنگ، همان فرهنگي است که مقام معظم رهبري ميخواهد، وگرنه منظور ايشان از قابل ترمیم نبودنِ «رخنه فرهنگي» این نیست که مثلا اگر فلان گويش ضعيف شد، رخنهاي در فرهنگ ایجاد شده و بايد ترميم شود!
آیا مثلا با متروک شدن برخی لهجهها، یا فراموش شدن رقص عشاير در اثر شهرنشینیِ آن ها رخنهاي در فرهنگ ایجاد میشود که قابل ترميم نيست؟!
آیا منظور مقام معظم رهبری این است؟!
يا منظورشان از رخنه فرهنگی چيزي است که با باورها و ارزشهاي ديني ما اصطکاک داشته باشد؟
بهترين خدمتي که در اين زمان براي نسل حاضر و نسل آينده میتوان انجام داد تقويت پايههاي فکري آنهاست که مسأله طرح ولايت يکي از راه حلهاست. [2]
پی نوشت :
1. سوره مبارکه فرقان، آیه 33.
2. آیة الله مصباح یزدی، سخنرانی در جمع تعدادي از بانوان شركتكننده در دورههاي آموزشي مباني اسلامي، تاريخ مراجعه: 4/2/1393.
در قران کریم سه مرحله هدف برای زندگی انسان تعریف و تبیین شده است :
1. هدف اولیه :
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُون(ذاریات/56)
و جنّ و انس را نیافریدم مگر براى آنكه مرا پرستش كنند.
2. هدف میانی :
فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ كُنْ مِنَ السَّاجِدِینَ وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى یَأْتِیَكَ الْیَقِین(حجر /98و99).
پروردگارت را تسبیح و حمد گو! و از سجده كنندگان باش. و پروردگارت را عبادت كن تا یقین تو فرا رسد.
3. هدف نهایی و متعالی :
یا أَیُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِیه(انشقاق /6)
اى انسان! تو با تلاش و رنج بسوى پروردگارت مىروى و او را ملاقات خواهى كرد!
بنابر این انتهای راه انسان و هدف نهایی از زندگی او حرکت به سوی خداوند متعال و ملاقات با اوست هر چند محقق شدن این هدف در گرو تحقق دو مرحله پیشین است. یا به عبارتی بهتر از دو ایستگاه پیش گفته عبور میکند.
حدیث (1) امام على عليه السلام : خَيرُ اِخوانِكَ مَن دَعاكَ اِلى صِدقِ المَقالِ بِصِدقِ مَقالِهِ وَ نَدَبَكَ اِلى اَفضَلِ العمالِ بِحُسنِ اَعمالِهِ؛ بهترين برادرانت (دوستانت)، كسى است كه با راستگويى اش تو را به راستگويى دعوت كند و با اعمال نيك خود، تو را به بهترين اعمال برانگيزد. تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص417 ، ح9535 حدیث (2) پيامبر صلى الله عليه و آله : مَن اَرادَ اللّه بِهِ خَيرا رَزَقَهُ اللّه خَليلاً صالحِا؛ هر كس كه خداوند براى او خير بخواهد، دوستى شايسته نصيب وى خواهد نمود. نهج الفصاحه ص776 ، ح 3064 حدیث (3) لقمان حكيم رحمه الله : يا بُنَىَّ اتَّخِذ أَلفَ صَديقٍ وَ أَلفٌ قَليلٌ وَ لا تَتَّخِذ عَدُوّا واحِدا و َالواحِدُ كَثيرٌ؛ فرزندم هزار دوست بگير كه هزار دوست هم كم است و يك دشمن مگير كه يك دشمن هم زياد است. امالی (صدوق) ص669 - بحارالأنوار ج13، ص414، ح4 حدیث (4) رسول اكرم صلى الله عليه و آله : اَلجَليسُ الصّالِحُ خَيرٌ مِنَ الوَحدَةِ، و َالوَحدَةُ خَيرٌ مِن جَليسِ السّوءِ؛ امالى(طوسى) ص535 حدیث (5) امام على عليه السلام : مَن لَم يُقَدِّم فِى اتِّخاذِ الإِخوانِ الاِعتِبارَ دَفَعَهُ الاِغتِرارُ إِلى صُحبَةِ الفُجّارِ؛ تصنیف غررالحکم و دررالکم ص416 ، ح9495 حدیث (6) امام حسین عليه السلام : مَن اَحَبَّکَ نَهاکَ وَ مَن اَبغَضَکَ اَغراک. بحار الانوار(ط-بیروت)ج75،ص128 حدیث (7) امام صادق عليه السلام : لا يَنبَغى لِلمَرءِ المُسلِمِ أَن يُواخىَ الفاجِرَ و َلاَ الاحمَقَ و َلاَ الكَذَّابَ؛ كافى(ط-الاسلامیه) ج2، ص640 حدیث (8) رسول اكرم صلى الله عليه و آله : ثَلاثَةٌ تُخلِصُ المَوَدَّة َ: إِهداءُ العَيبِ ، وَ حِفظُ الغَيبِ ، و َالمَعونَةُ فِى الشِّدَّةِ؛ مجموعه ورام ج2، ص121 حدیث (9) امام على عليه السلام : اَلصَّديقُ مَن كانَ ناهيا عَنِ الظُّلمِ و َالعُدوانِ مُعينا عَلَى البِرِّ وَ الحسانِ؛ تصنیف غرر الحکم و دررالکلم ص415 ،ح9477 حدیث (10) امام على عليه السلام : لِلعامَّةِ بِشرَكَ وَ مَحَبَّتَكَ و َلِعَدُوِّكَ عَدلَكَ و َإِنصافَكَ خصال ص147، ح178 حدیث (11) امام على عليه السلام : حُسنُ الاخلاقِ يُدِّرُ الرزاقَ و َيونِسَ الرِّفاقَ؛ تصنیف غرر الحکم و درر الکلم ص255 ، ح5382 حدیث (12) رسول اكرم صلى الله عليه و آله : لَا تَزَالُ أُمَّتِي بِخَيْرٍ مَا تَحَابُّوا وَ تَهَادَوْا وَ أَدَّوُا الْأَمَانَة عيون اخبار الرضا ج2 ، ص29 حدیث (13) امام على علیه السلام: اَلكَـيِّسُ صَديقُهُ الحَقُّ وَ عَدُوُّهُ الباطِلُ تصنیف غرر الحکم و درر الکلم ص68 ، ح945 حدیث (14) امام صادق عليه السلام : مَن غَضِبَ عَلَيكَ ثَلاثَ مَرّاتٍ و َلَم يَقُل فيكَ سوء فَاتَّخِذهُ لِنَفسكَ خَليلاً معدن الجواهر ص 34 حدیث (15) امام علی علیه السلام: إِذَا احْتَشَمَ الْمُؤْمِنُ أَخَاهُ فَقَدْ فَارَقَه نهج البلاغه (صبحی صالح) ص559 حدیث (16) امام علی علیه السلام: أَعْجَزُ النَّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ اكْتِسَابِ الْإِخْوَانِ وَ أَعْجَزُ مِنْهُ مَنْ ضَيَّعَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ مِنْهُم نهج البلاغه (صبحی صالح) ص470 حدیث (17) امام على عليه السلام : جَليسُ الخَيرِ نِعمَةٌ، جَليسُ الشَّرِّ نِقمَةٌ؛ همنشين خوب نعمت و همنشين بد، بلا و مصيبت است. شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم و درر الكلم ج3، ص 356 ، ح 4719 و 4720 حدیث (18) امام على عليه السلام : قارِن اَهلَ الخَيرِ تَكُن مِنهُم وَ بايِن اَهلَ الشَّرِّ تَبِن عَنهُم؛ با خوبان معاشرت كن تا از آنان باشى و از بدان دورى كن تا از آنان نباشى. نهج البلاغه(صبحی صالح) نامه 31 ،ص 402 حدیث (19) امام على عليه السلام : لا تَصفُو الخِلَّةُ مَعَ غَيرِ اَديبٍ ؛ دوستى با شخص بى ادب ، صميمانه نخواهد شد. تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 434 ، ح9912 حدیث (20) امام صادق عليه السلام : اَدَّبَنى اَبى بِثَلاثٍ ... ونَهانى عَن ثَلاثٍ : قالَ لى : يا بُنَىَّ مَن يَصحَب صاحِبَ السّوءِ لا يَسلَم وَ مَن لا يُقَـيِّد اَلفاظَهُ يَندَم ، وَ مَن يَدخُل مَداخِلَ السَّوءِ يُتَّهَم... وَ نَهانى اَن اُصاحِبَ حاسِدَ نِعمَةٍ وَ شامِتا بِمُصيبَةٍ ، اَو حامِلَ نَميمَةٍ ؛ پدرم مرا به سه چيز ادب آموخت و از سه چيز نهى ام فرمود . سه نكته ادب اين بود كه فرمود : فرزندم! هركس با دوست بد بنشيند ، سالم نمى ماند و هر كس گفتارش را كنترل نكند ، پشيمان مى شود ، و هر كس به جايگاه هاى بد وارد شود ، مورد بدگمانى قرار مى گيرد (زير سؤال مى رود) و آن سه چيز كه مرا از آن نهى فرمود: دوستى با كسى كه چشم ديدن نعمت كسى را ندارد، و با كسى كه از مصيبت ديگران شاد مى شود و با سخنچين. تحف العقول ص376 حدیث (21) امام على عليه السلام : عَوِّد لِسانَكَ لينَ الكَلامِ وَ بَذلَ السَّلامِ، يَكثُر مُحِبّوكَ وَ يَقِلَّ مُبغِضوكَ؛ زبان خود را به نرمگويى و سلام كردن عادت ده، تا دوستانت زياد و دشمنانت كم شوند. تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص435 ح9946 حدیث (22) رسول اكرم صلى الله عليه و آله : ألمَرءُ عَلَی دین خَلیلِهِ فَلیَنظُر أحَدُکُم مَن یُخالِلُ. امالی (طوسی) ص518 - بحارالانوار(ط-بیروت) ج71 ص192 حدیث (23) امام جواد علیه السلام : اِیاکَ وَ مصاحِبَةَ الشِّریرِ ، فَاِنَّهُ کالسَّیفِ المَسلولِ یُحسِنُ مَنظَرَه وَ یَقبَحُ اَثَره؛ از همراهی و رفاقت با آدم شرور بپرهیز ،زیرا که او مانند شمشیر برهنه است که ظاهرش نیکو و اثرش زشت است. عوالم العلوم و المعارف (مستدرك حضرت زهرا تا امام جواد عليهم السلام) ج 23 (امام جواد) ، ص 288 حدیث (24) امام صادق علیه السلام: لا تُشـاوِر اَحمَق وَ لا تَستَعِنَّ بَکَذّابٍ وَ لا تَثق بِمَوَدَهِ مُلُوک؛ با احمق مشورت نکن و از دروغگو یارى مجو و به دوستى زمامداران اعتماد مکن. تحف العقول ص316 حدیث (25) امام رضا علیه السلام: صدیقُ کلُّ امرئٍ عَقلُهُ و عَدُوُّهُ جَهلُهُ؛ دوست هرکسی عقل اوست و دشمن هر کس نادانی اوست. کافی (ط-الاسلامیه)ج1 ، ص11 حدیث (26) امام علی علیه السلام: لا یکونُ الصَّدیقُ صَدیقاً حَتى یَحفَظُ اَخاهُ فى ثَلاثٍ:فى نکبَتِه وَ غَیبَتِه وَ وَفاتِه؛ دوست اگر در سه مورد دوستش را حمایت نکند دوست نیست:در شدت و گرفتارى او ، در غیبت وى و پس از مرگش. نهج البلاغه(صبحی صالح) ص494 حدیث (27) امام محمد باقر علیه السلام: اِعرِف المَودَّهَ فِی قَلبِ اَخیکَ بِما لَه فِی قَلبِکَ؛ دوستی قلبی برادرت را از اندازه دوستی قلبی خودت نسبت به او بفهم. تحف العقول ، ص 295 حدیث (28) پیامبر اکر م (صلی الله علیه وآله ): اِختَبِرُوا النّاسَ بِأخدانِهِم فَإنَّما يُخادِنُ الرَّجُلُ مَن يُعجِبُهُ نَحوُهُ؛ مجموعه ورام ج 2، ص 249 حدیث (29) امام علی علیه السلام: اُبذُل لِصَدیقِکَ کُلَّ المَوَدَّةِ وَ لاتَبذُل لَهُ کُلَّ الطُّمانینَهِ. تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 421 ، ح9665 - بحارالانوار(ط-بیروت) ج71 ، ص165 حدیث (30) امام علی علیه السلام: فِي الضَّيقِ يَتَبَيَّنُ حُسنُ مُواساةِ الرَّفِيقِ خوب يارى رساندن به دوست، در تنگنا آشكار مى شود. تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص424 ، ح9732 حدیث (31) امام عسكرى سلام الله علیه : خَيرُ إخوانِكَ مَن نَسِيَ ذَنبَكَ، و ذَكَرَ إحسانَكَ إلَيهِ. اعلام الدین فی صفات المونین ص313 حدیث (32) امام سجاد سلام الله علیه : نَظَرُ المُؤمِنِ في وَجهِ أخيهِ المُؤمِنِ لِلمَوَدَّةِ و َالمَحَبَّةِ لَهُ عِبادَةٌ.
هم نشين خوب، از تنهايى بهتر است و تنهايى از هم نشين بد بهتر است.
هر كس در انتخاب برادران (دوستان) امتحان را مقدم ندارد، فريب خوردگى او را به مصاحبت با بدكاران مى كشاند.
کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می کند.
سزاوار نيست كه مسلمان با بدكار و احمق و دروغگو رفاقت كند.
سه چيز دوستى را يكرنگ مى سازد : هديه كردن عيب هاى يكديگر ، پاسداری در غیاب(و بدگويى نكردن) و يارى رساندن در سختى.
دوست، كسى است كه از ظلم و تجاوزگرى باز دارد و بر انجام خوبى و نيكى يارى كند.
گشاده رويى و محبتت را براى عموم مردم و عدالت و انصافت را براى دشمنت بكار گير.
خوش اخلاقى روزى ها را زياد مى كند و ميان دوستان انس و الفت پديد مى آورد.
امّت من تا هنگامى كه يكديگر را دوست بدارند، به يكديگر هديه دهند و امانتدارى كنند، در خير و خوبى خواهند بود.
انسان زيرك، دوستش حق است و دشمنش باطل.
هر كس سه بار بر تو خشم گرفت ولى به تو بد نگفت، او را براى خود به دوستى انتخاب كن.
به خشم درآوردن و شرمنده ساختن دوست، مقدمه جدایی از اوست.
عاجز ترین مردم کسی است که از بدست آوردن دوست عاجز بماند و از او عاجزتر کسی است که دوستان بدست آورده را از دست بدهد.
آدمی بر آیین دوست خود است پس بنگرید با که دوستی می کنید.
مردم را به دوستانشان بيازماييد؛ زيرا آدمى با كسى كه از رفتارش خوشش بيايد، دوستى مى كند.
هر چه محبت داری نثار دوستت کن امّا هر چه اطمینان داری به پای او مریز.
بهترين برادر تو آن كسى است كه گناه و خطاى تو را به خود، فراموش كند.
نگاه مؤمن به چهرۀ برادر مؤمن خود از روى دوستى و محبت به او، عبادت است
۱- گفتارشان راست است.
۲- پوشش آنها ميانه روي و راه رفتنشان تواضع و فروتني است.
۳- چشم خود را از آنچه خدا براي آنها تحريم نموده پوشيده اندو گوش هاي خود را وقف شنيدن علم و دانش سودمند ساخته اند.
۴- در بلا و آسايش حالشان يكسان است و تحولات آنها دگرگون نميكند.
٥- خالق و افريدگار در روح و جانشان، بزرگ جلوه كرده[پس] غير خدا در نظرشان كوچك است.
٦- ارواحشان عفيف و پاك است.براي مدتي كوتاه در اين جهان صبر و استقامت ورزيدند و راحتي بس طولاني به دست آوردند.
٧- دنيا خواست، آنها را بفريبد ولي آنها فريبش را نخوردندو آن را نخواستند.
٨- در شب همواره بر پا ايستاده اند.
٩- قرآن را شمرده و باتدبير تلاوت ميكنند و با آن جان خويش محزون ميسازنهد و داروي درد خود را از آن ميگيرند.
۱۰- آنها در پيشگاه خدا به ركوع ميروندو جبين و دست و پا به هنگام سجده بر خاك مي سايند.
۱۱- از اعمال اندك خويش خشنود نيستندو اعمال فراوان خود را زياد نمي بينند.
۱۲-آنان خويش را نتهم مي سازندو از كردار خود خوفناكند.
۱۳- آنان در دين نيرومند، نرمخو و دور انديش با ايماني مملو از حرص در كسب دانش و داراي علم توأم با حلم و ميانه رو، در حال غنا
۱۴- در عبادت خاشع
۱٥- در عين تهيدستي آراسته
۱٦- در شدائد بردبار
۱٧- هر گاه نفس، او را د رانجام وظايفي كه خودش ميل ندارد سركشي كند او هم از آنچه دوست دارد محرومش مي سازد .
به اتفاق تمام فقهای مسلمین، ماههای حرام چهار ماه میباشد و نیز همگان بر این باورند که این چهار ماه عبارتند از: «ذیقعده»، «ذیحجه»، «مُحرّم» و «رجب» که سه ماه اول پشت سر هم هستند و ماه رجب به طور جداگانه است.


