شهید مهدی باكری، معتقد بود كه نیروهای تخریب، خالص و مخلص هستند و بدون ریا كار میكنند. داخل مسجد كه میشد، بدون آنكه بداند چه كسی پیش نماز است، اقتدا میكرد. ما به ایشان میگفتیم: خودتان بروید جلو و نماز بخوانید؛ ولی نمیپذیرفت. یك روز منتظر شدیم تا بیاید؛ ولی ایشان دیر آمد. یكی از برادران به عنوان امام جماعت نماز خواند. بعد از نماز متوجه شدیم كه آقا مهدی به ایشان اقتدا كرده است. بعد از پایان نماز، به آرامی بلند شد و خواست بیرون رود كه از او پرسیدیم: چرا خودتان پیش نماز نمیشوید؟ یك روز با اصرار ایشان را به مسجد آوردیم و تأكید كردیم حتماً باید برود جلو نماز بخواند. شهید جوادی از آقا مهدی تقاضا كرد جلو برود و نماز را شروع كند. او گفت: شما از من ارجح هستید. ما باید به شما اقتدا كنیم. آقا مهدی گفت: من به نیروهای تخریب ایمان دارم؛ چرا كه اینها میروند و خود را فدا میكنند و خالص و مخلص هستند و بدون ریا كار میكنند شهید مهدي باكري
منبع : راوی: اكبر سعادت لو، ر. ك:روايت عشق، ص 69 - 70.
تقوا، تقوا اساس كار است .اگر تقوا نباشد اكثر عبادات به خاطر غير خدا مي شود
شهيد سيد عباس جولايي
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :لقمان حكيم، هنگامى كه پسرش را موعظه مىكرد، به او گفت: «اى پسرم! كيست كه از خداوند عز و جل سراغ گرفت، ولى او را نيافت؟ و كيست كه به خدا پناه بُرد ، ولى خدا از او دفاع نكرد؟ يا كيست كه به خدا توكّل كرد ، ولى خدا او را كفايت ننمود؟»
هر كس كم بخورد ، بدنش سالم مىماند و صفاى دل مىيابد ، و هر كه پرخورى كند ، بدنش بيمار و قلبش سخت مىشود .
همانا پارهاى از شعرها حكمت ، و برخى از بيانها سحرآميز است .
انسان پس از خلقت موظف شده است در مسیر بندگی خدای متعال در حرکت باشد و از آنچه منافات با بندگی خدا دارد اجتناب کنند و اگر اجتناب نکند در ورطه سقوط قرار میگیرد و در دامن شیطان و اطاعت از او قرار میگیرد.
قرآن می فرماید: «انّ السمع و البصر والفواد کل اولئک کان عنه مسئولا»
بدرستی که از گوش و چشم و قلب در قیامت سوال می شود و از رفتارشان مواخذه می شود در صورتی که این اعضا به گناهان آلوده شوند ارزش انسان را تا حد سقوط و کم ارزشتر شدن از سایر موجودات پایین می آورد.
در حقیقت انسان بین دو انتخاب اختیار دارد یا به خواسته های نامشروع اعضا و جوارح بدن پاسـخ مثبت دهد یا به انها پاسـخ ندهد.اگر پاسـخ ندهد ارزشمند می شود و اگر پاسـخ دهد از ارزش ساقط می شود.
آقا امیرالمومنین علیه السلام می فرماید: «من غلب عقله شهوته فهو خیر من الملائکه و من غلب شهوته عقله فهو شر من البهائم» کسی که عقل خود را برخواسته های نامشروع و میل باطلش غلبه دهد از ملائکه ارزشمندتر می شود و کسی که خواسته های نامشروع و میل باطل خود را بر عقل خود غلبه دهد پست تر از حیوانات می شود.
چشم می تواند انسان را ملکوتی کند یا می تواند انسان را مُلکی کند، می تواند انسان را آسمانی کند و یا می تواند زمینی کند.
نعمت چشم بالاتر از ان است که انسان این عضو شریف و قیمتی را به هر گناه و هر نگاه ناروایی آلوده و پست و بی ارزش کند. پس چه بهتر اینکه قدر چشم دانسته شود.
در روایتی آمده که : ابابصیر نابینا در محضر امام باقر علیه السلام در مسجدی حضور داشت در حالی که ابابصیر نابینا بود ولی امام باقر را می دید . امام علیه السلام از ابابصیر خواست که از مردم بپرسد آیا امام باقرعلیه السلام را می بینند ؟ وقتی ابابصیر سوال کرد: مردم گفتند ما امام باقر علیه السلام را نمی بینیم در حالی که امام علیه السلام در مسجد و کنار ابابصیر بودند. و دلیل انکه دیگران امام را نمی دیدند به خاطر آلودگی چشمشان بود.
در این زمینه شاعر می گوید:
چشم دل باز کن که جان بینی آنچه نادیدنی است آن بینی
از مزید حیات درگذری وسعت ملک لامکان بینی
بنابراین حیف نیست چشمی که می تواند نادیدنی ها را ببیند به امر شیطان به جایی دوخته شود که موجب این همه سقوط و از دست دادن کمال شود؟
لذا در آیات و احادیث زیادی توصیه شده است که مواظب چشم خود باشید.
قران می فرماید: «قل للمومنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک اذکی لهم» چشم فرو بستن از نامحرم موجب پاکی و رستگاری است .
و نیز قرآن می فرماید: «والله یَعلَمُ خائِنَةُ الأعیُن» خدا چشم هایی را که به خیانت گردش می کند می داند.
پیامبراکرم صلی الله علیه واله وسلم می فرماید: نگاه کردن تیر مسمومی از تیرهای شیطان است پس کسی که از ترس خداوند نگاه مسموم را ترک کند خداوند ایمانی به او عطا می کند که شیرینی اش را در قلبش احساس می کند.
امام صادق علیه السلام می فرماید: نگاه به نامحرم شهوت را در دل غرس می کند و این کار برای صاحبش از حیث فتنه کافی است.
و نیز امام صادق علیه السلام می فرماید: کسی که از نگاه به نامحرم پرهیز کند خدای متعال در قیامت از حورالعین به او تزویج فرماید.
معصوم علیه السلام می فرماید: نگاه به نامحرم موجب کوری چشم می شود. (کوری باطن)
از نظر علمی یک چهارم مغز اطلاعات بینایی را تحلیل و ذخیره می کند بنابراین کسی که به نامحرم نگاه می کند متابولیسم قند و چربی خونش دچار تغییرات می شود و موجب افزایش قند و چربی می شود و همین عوارض در دراز مدت موجب کوری چشم می شود.
برعکس نگاههایی که نامشروع است در مواردی توصیه به نگاه چشم شده است که این نوع نگاه، موجب افزایش بینایی چشم می گردد.
در حدیث امده که معصوم علیه السلام فرموده: «خمسة تزید فی النظر النظر الی الکعبة والنظر الی المصحف و النظر الی الماء الجاری و النظر الی الاخضراء و النظر الی الوالدین » پنج چیز نور چشم را زیاد می کند: نگاه کردن به خانه خدا. نگاه کردن به قرآن، و نگاه کردن به آب جاری رونده و نگاه کردن به چمن و طبیعت و نگاه کردن به چهره پدر و مادر.
درحدیث دیگری آمده: «ان للإنسان اربع اعین» هر انسانی دارای 4 چشم است دو چشم سر و دو چشم دل. که اگر دو چشم سر آلوده به گناه شود دو چشم دل برای همیشه نابینا می شود و اگر دو چشم سر از گناه اجتناب کند دو چشم دل باز می شود. و آنچه نادیدنی است آن بیند.
پسرم! برخی از افراد به خاطر عواقب گناه چشم چرانی معتقدند که باید چشم را کور کرد زیرا راهی نیست که انسان ترک گناه کند و به همین دلیل شعری سروده اند که می گوید:
زدست دیده و دل هر دو فریاد که هر چه دیده بیند دل کند یاد
بسازم خنجری نیشش ز فولاد زنم بر دیده تا دل گردد آزاد
اما این راه و روش راه و روش عاقلانه و درستی نیست و انسانی که چشم نداشته باشد و گناه چشم نکند هنری نکرده است تا ایمان خود را اثبات کند بلکه ایمان زمانی ارزش دارد که انسان چشم داشته باشد ولی از گناه چشم خود را باز دارد و گناه نکند.پس:
پسرم! حیف نیست شیعه علی علیه السلام باشی و چشم خود به معصیت بگردانی؟ و خود را در اختیار شیطان قرار دهی؟!!
حیف نیست پیرو امام زمان علیه السلام باشی و چشم خود به حرام آلوده سازی؟!!
نگاه کردن به چهره حرام کجا نگاه کردن به قرآن کجا!!
نگاه کردن به صحنه نامشروع کجا نگاه کردن با رحمت به چهره پدر و مادر کجا!!
نگاه کردن به موارد حرام کجا نگاه کردن به جمال دلربای امام زمان علیه السلام کجا!!
چشم از گناه پوشاندن نتایجی در بردارد که در اینجا به چند نمونه اشاره می کنیم.
نتایج جلوگیری از گناه چشم:
1- دیدن شگفتی ها:
پیامبراکرم صلی الله علیه واله وسلم می فرماید:« غضوا ابصارکم ترون العجائب»: چشم هایتان را از نامحرم و حرام بپوشید تا عجائب و شگفتی ها را ببینید.
2- راحتی قلب:
آقا امیرالمومنین علیه السلام می فرماید: «من غض طرفه اراح قلبه» کسی که از نامحرم چشم بپوشد قلبش راحت است.
3- نیکو شدن خلق و خوی:
آقا امیرالمومنین علیه السلام می فرماید: «من غض اطرافه حسنت اوصافه» کسی که نگاه خود را کنترل کند و از نامحرم ببندد اخلاق و صفاتش نیکو می شود.
4- پاداش الهی:
آقا امام صادق علیه السلام می فرماید: «من نظر الی امرأة فرفع بصره الی السماء او غمض بصره لم یرتد الیه بصره حتی یزوجه الله من الحورالعین» کسی که زنی را ببیند و بلافاصله نگاه خود را به آسمان بیندازد یا چشم خود را از نگاه حرام ببندد چشم باز نگرداند مگر آنکه خداوند متعال از حوریان بهشتی به عقد او درآورد.
5- چشیدن شیرینی و لذت ایمان:
پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید: «النظر سهم مسموم من سهام ابلیس فمن ترکها خوفا من الله اعطاه الله ایمانا یجد حلاوته فی قلبه» نگاه به نامحرم تیری زهر آلود از تیرهای شیطان است و هر کس از ترس خدا نگاه به حرام و نامحرم را ترک کند خدای متعال ایمانی به او عطا خواهد فرمود که شیرینی آن را در دل خود احساس می کند.
6- شجاعت و دلیری:
پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید: «اشجع الناس من غلب هواه» شجاع ترین مردم کسی است که بر خواهش های نفسانی اش چیره و مسلط شود.
7- در امان ماندن ناموس:
آقا امیرالمومنین علیه السلام می فرماید: «کما تدین تدان» هر گونه که باشی همانگونه جزا بینی.
پس اگر از نامحرم چشم نپوشی به ناموست نگاه کنند و اگر از نامحرم لذت ببری با نگاه کردن به ناموس تو لذت می برند.
شاعر می گوید:
هر که باشد نظرش در پی ناموس کسان پی ناموس وی افتد نظر بوالهوسان
شخصی از امام صادق علیه السلام سوال کرد: یابن رسول الله آیا نگاه کردن پشت سر زنهایی که عبور می کنند جایز است؟ حضرت فرمود: اگر به ناموست چنین نگاه شود خشنود می شوی؟ آنگاه حضرت فرمود: برای مردم همان را بخواهید که برای خود می خواهید.
حجاب اصلی ترین دلیل اثبات عفت و پاکدامنی است و یکی از ملکات اخلاقی ستوده است که موجب حفظ کرامت و ارزش انسانی و قرار گرفتن نیاز جنسی در مسیر انسانی(خانواده) می شود. حجاب در آیات قرآن و روایات: قبل از طرح موضوع لازم است با سه واژه «خمار = مقنعه»، «جلباب = چادر» و «سراویل = شلوار» که نقش كليدي در ایجاد حجاب اسلامي دارند آشنا شویم. قرآن در سوره نور آيه 31 میفرماید: «وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ...» زنان بايد روسری خود را بر روی سينه و گريبان خويش قرار دهند... البته روسری خصوصيتی ندارد ، بلکه مقصود پوشيدن سر و گردن و گريبان است. و دلیل این سفارش قرآنی این است که زنان عرب معمولا پيراهنهائی میپوشيدند كه گريبانشان باز بود و دور گردن و سينه را نمیپوشانيد و روسريهایشان را از پشت سر میآويختند و قهرا گوشها و بناگوشها و گوشوارهها و جلوی سينه و گردنشان نمايان میشد. ولی با نزول این آیه دستور الهی آمد كه زنان بايد قسمت آويخته همان روسريها را از دو طرف روی سينه و گريبان خود بيفكنند تا قسمتهای ياد شده پوشيده گردد. راغب اصفهانی ذيل واژه خمار مي نويسد: خمار در اصل به معناي پوشاندن چيزي است و در اصطلاح پارچه اي كه زن سرش را با آن مي پوشاند اطلاق مي شود و نكته اي كه قابل توجه است اين است كه كاركرد مقنعه فقط پوشاندن سر نيست؛ بلكه بايد گريبان را نيز بپوشاند و اين معنا از كلمه «جيوب» فهميده مي شود. 2- ضرورت پوشيدن جلباب «چادر» قرآن در سوره احزاب آيه 59 میفرماید: «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لأزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا» ای پیامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوششهای خود را بر خود فروتر گیرند این برای آنکه {به عفّت و پاکدامنی} شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند (به احتیاط) نزدیکتر است و خدا آمرزنده مهربان است. 3- ضرورت دوری از تبرّج «خودنمائی» قرآن در سوره احزاب آيه 33 میفرماید: «وَ قَرْنَ فىِ بُيُوتِكُنَّ وَ لَا تَبرََّجْنَ تَبرَُّجَ الْجَهِلِيَّةِ الْأُولىَ...» و در خانه هاى خود بنشينيد، و چون زنان جاهليت نخست خودنمايى نكنيد... در آیین مقدس اسلام كه برنامه جامع سعادت و كامیابی بشر است موضوع زیبایی و زیبا دوستی و آرایش و پیرایش جایگاه مهمی دارد و اسلام پیروان خود را به زیبایی و آرایش و استفاده از نعمتهای ظاهری توصیه میكند، تا یكی از خواهشهای طبیعی بشر یعنی جمال دوستی وی ارضاء شود. امام باقر(علیه السلام) می فرماید: شایسته نیست كه زن خود را به زیور آرایش ندهد، لاأقل باید گردنبندی به گردن بیاویزد. لذا در اسلام پوشیدن لباس زیبا، مسواك زدن، شانه و روغن زدن به مو، معطر بودن، انگشتر به دست كردن و آراستن خود خصوصاً هنگام عبادت و معاشرت در اجتماع یا محیط خانواده از مستحبات مؤكد است. ولی آنچه مورد مذمت قرآن و اسلام قرار دارد «تبّرج» و خودنمائی و آشكار كردن زینت در محافل اجتماعی و برای غیر محارم است كه باعث فساد و برانگیخته شدن شهوت و در نتیجه گناه و آلودگی میشود. ابن منظور گفته: تبرّج {یعنی} آشكار نمودن زینت و هر چیزی است كه شهوت مرد را برانگیزاند. 4- ضرورت پوشیدن سراویل «شلوار» آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرمایند: خدمت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) در نزدیکی بقیع نشسته بودیم، زنی سوار بر الاغ از آنجا عبور می کرد که ناگهان به پا زدن الاغ از آن افتاد، پیامبر رویش را برگرداند، اصحاب گفتند: آن زن پایش پوشیده بود و پیامبر فرمود: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُتَسَرْوِلَاتِ ثَلَاثاً؛ أَيُّهَا النَّاسُ اتَّخِذُوا السَّرَاوِيلَاتِ فَإِنَّهَا مِنْ أَسْتَرِ ثِيَابِكُمْ وَ حَصِّنُوا بِهَا نِسَاءَكُمْ إِذَا خَرَجْنَ. خداوند بیامرزد زنانی که شلوار می پوشند. ای مردم، شلوارها را برای پوشش برگیرید زیرا آنها پوشاننده ترین لباسها است و بوسیله آن حجاب زنان خود را هنگام خروج از خانه حفظ کنید. بنابراین از کنار هم قرار دادن خمار(مقنعه؛ برای پوشاندن سر و گردن) و جلباب(چادر؛ برای پوشاندن تمام بدن) و همچنین سراویل(شلوار؛ برای پوشاندن تمام پاها)، به یک حجاب کامل در زن می رسیم. دختران و زنان با رعايت «حجاب» علاوه بر اعلام عفت خود، موجب عفت خود و جامعه میشوند، بنابراين رعايت حجاب بهترين راه اعلام عفت است و ثمره آن امنيت جنسي است، همان امنيتي كه امروزه حلقه مفقودهاي در جوامع غربي و غرب زدگان است. هر دختر و خانم با وقار و متدین و محترم؛ با رعایت حجاب و عفّت خود در جایگاهی بالا قرار می گیرد و کرامت نفس خود را حفظ می کند و در پی آن مردم هم با محترمانه برخورد می کنند. ولی اگر حجاب نداشته باشد و عفّت خود را حفظ نکند از خود امواجی به دیگران منتقل می کند که «من ارزشی ندارم، هر طور می خواهید با من رفتار کنید» آنگاه مردم هم براساس همین حس که از بی حجاب یا بدحجاب به آنها ساطح می شود رفتار می کنند. حضرت آیت الله خامنه ای (مدّظلّه) نیز میفرماید: انسان در معرض آسیب قرار دارد و همه باید مراقب رفتار خود باشیم و بدانیم برخی مظاهرِ خودنمایی، بی تقوایی و رعایت نکردن حجاب و عفاف آثار مخرب و ماندگاری بر اخلاق و سیاست جامعه دارد و در این زمینه باید خود زنان، بیشتر مواظبت کنند.
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: وقتی خداوند به بندهاش نعمتی عطا میكند، دوست دارد آن را بـببیند، چرا كه خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد.
یکى از نکات اساسى که زمینه اى براى عمل بـه احکام است, شناخت جـایگاه هر چیز در نظام هستـى است. البـتـه در نظامى که خداوند متـعال در جاى جاى آن دیده مى شود و ارتـبـاط اشیإ و اعمال بـا خداوند بسیار مشهود است و با درک این ارتباط و حضور, بسیارى از مشکلات زندگى بشر حل مى شود.
((حقّ))، بـه عنوان زیبـاترین و پـسندیده ترین واژه آفرینش در تمامى ادیان و جوامع بشرى مورد تـوجه قرار گرفتـه است و حقوق و اداى آنها فراتـر از زمانها و مکانها و اشخـاص و ادیان است. در واقع هر فردى از هر طبقه اجتماعى و از هر دین و ملیت, نسبت بـه اداى حقوق دیگران حساسیت نشان مى دهد و این مطلب, حق و حـقوق را فرازمانى و فرامکانى مى کند.
برخى از اندیشه گران و حکیمان بر این باورند که حجاب، حق الله است و در این باره می گویند :
«حرمت زن نه اختصاص بـه خود زن دارد, نه مال شوهر و نه ویژه بـرادر و فرزندانش مى بـاشـد. همه اینها اگر رضایت بـدهند, قرآن راضى نخواهد بـود, چـون حرمت زن و حیثـیت زن بـه عنوان حق الله مطرح است. لذا کسى حق ندارد بـگوید من بـه نداشتـن حجـاب رضایت دادم. از اینکه قـرآن کـریم مى گـوید : هر گـروهى, اگـر راضـى هم باشند, شما حد الهى را در برابر آلودگى اجرا کنید, معلوم مى شود عصمت زن حق الله است.» (١)
پرواضح است آدمى نمى تواند حقوق الهى را کاملا ادا کند ولى بـا انجـام بـرخى کارها مى تـوان رضایت الهى را بـه دست آورد. حـضرت رسول(ص)مى فرماید :
«ان حقوق الله جل ثنائه اعظم من ان یقوم بها العبـاد و ان نعم الله اکثـر من ان یحـصیها (٢)؛ حـقوق خـداوند متعال بـزرگتـر از آن است که تـوسط بـندگان ادا شود و نعمتـهاى خداوند بیشتر از آن است که به شمارش آید.»
و حضرت على(ع)مى فرماید :
«لکنه سـبـحـانه جـعـل حـقه عـلى العـبـاد ان یطیعوه (٣)؛ ولى خداوند متـعال بـر بـندگان حقى قرار داده و آن این است که او را اطاعت کنند.»
اگر چه حق خدا بـزرگ است و قابـل ادا نیست ولى اداى وظایف و اطاعت از خداوند متـعال بـه نوعى اداى حق محسوب مى شود. حجاب که امر خدا است و شارع مقدس بـه عنوان یکى از احـکام ضرورى دین آن را واجب کرده است, بـاید حفظ شود. حفظ این واجـب الهى اطاعت از او است و اطاعت از او حـقى است که بـر بـندگان نهاده است. و هر انسان باورمندى باید تعبدا و نه فقط به خاطر مصالح عمومى و ... این حد و حق الهى را ادا کند.
پس حکمت حجاب, سنجش میزان عبودیت و اطاعت بندگان است. بانوان با حفظ حجاب میتوانند اطاعت را, که روح و پیام اصلى عبادات بشر اسـت, اثـبـات کنند و در زمره اطاعـت کنندگان الهى قـرار گیرند.
دراین باره به برخی از اصول و پايههای عفاف و حجاب اشاره میکنیم باشد که بتوانیم درگسترش فرهنگ خدای زیستن انجام وظیفه کرده باشیم
شناسايی ماهيت هر پديدهای (با توجه به اصول و پايههای آن) در ژرفنگری مؤثر است. هر فرآيندی دارای اصول و مبانیای است که موجب استواری آن در برابر تندباد شبهها و يورشها میشود و عفاف از اين فرآيند مستثنا نيست.
در يک نگاه کلی اصول زير را میتوان به عنوان پايههای اساسی در فرهنگ عفاف و حجاب برشمرد:
أ) حجاب و به طريق اَوْلی عفاف (که مقدمه حجاب است) از مصاديق حق اللّه به شمار میرود و ادای اين حق از واجبات است. بايد به زن توجه داد که حجاب تنها مربوط به خود او نيست تا بگويد از حق خودم صرف نظر کردم. حق همسر او هم نيست تا بگويد من راضیام، بلکه حقی است الهی، از اينرو اگر زن همسرداری آلوده شد، اگر خودش و شوهرش راضی باشند، پرونده مختومه نمیشود بلکه بايد اجرای حد شود و کيفر گردد، زيرا به حق اللّه تجاوز شده است.
در رساله حقوق امام سجاد(ع) حق خدا بر بندگانش با تعبير «و اکبر حقوق اللّه عليک ...» آورده شده، ادای حق خدا اصل حقوق شناخته شده که ديگر موارد از آن جدا میشود.
ب) عفاف و حجاب، حق نفس انسان بر او هم هست، پيش از آنکه تکليفی شرعی و اجتماعی باشد. اين مطلب را از رساله حقوق امام سجاد(ع) نيز میتوان برداشت کرد: «و اما حق نفسک عليک فإن تستوفيها فی طاعة اللّه؛ حق نفست بر تو اين است که آن را تمام در راه طاعت خداوند قرار دهی.»
قرار دادن نفس ـ با تمام شئون آن ـ برای پيروی از خدا به جز در سايه عفاف و نيرويی درونی که انسان را از گناه و حرام دور کند، حاصل نخواهد شد. میتوان از سخن معصوم اين نتيجه را گرفت که حق نفس انسان بر او حرکت براساس عفاف و حيا در زندگی است.
پ) پديده حجاب تنها يک پوشش نيست بلکه نماد باورها و گرايشهای افراد است، حتی گاه نمادی برای معرفی مليت و فرهنگ بومی میباشد. پس میتوان گفت حجاب، ثمره حيا و عفاف، افزون بر حفظ تن و روان فرد، نماد هويت دينی و ملی است.
ت) حجاب مانع حضور اجتماعی زنان نمیشود بلکه حکم حجاب و طرح آن در موارد متعددی در قرآن کريم نوعی امضای حضور اجتماعی زن است زيرا اگر بنا باشد زنان در خانه بنشينند و با نامحرم روبهرو نشوند، نيازی به حکم حجاب نخواهد بود.
ث) حجاب و عفاف موجب خودارزشمندی افراد و در نتيجه استواری شخصيت آنان میگردد و سطح عزت نفس را بالا میبرد؛ البته در صورتی که برای اين رفتار، دلايل محکمی آورده شود و آگاهانه گزينش گردد.
ج) عفاف و در پی آن حجاب براساس روايات مانع افسردگی و فرسودگی روحی و روانی میشود. حضرت علی(ع) فرمود: «... و ثمرتها قلة الاحزان؛ ثمره و محصول عفاف کم شدن اندوهها است.» بنابراين افراد عفيف دارای نشاط خواهند بود. شايد اين نشاط (که امری درونی و باطنی است و نمود ظاهری آن به صورت لبخند و تبسم ديده میشود) به علت پاکی درونی يعنی عفاف باشد.
(1) آیت الـلـه جـوادى آملـى, زن در آینه جـلال و جـمال, ص۴٢۵
(2) علامه محمدباقر مجلسى, بحارالانوار, ج٧٧, ص٧۶
(3) نهج البلاغه, 214
صفحه قبل1...3940414243...58صفحه بعد


